نوشته‌ها

قبل از هر چیز تیزر تبلیغاتی اَوه را ببینید.

 

1

متن تبلیغ :

 

دستان ما آینه ی زندگی ما هستند.

گردِ زمان بر خطوطشان

دستانی که از پَر نرم ترند

ما را به ما بازمی گردانند

دستان ما آغوشند و مهر

دست ها می سازند.

نیایش اند و ستایش

اشاره اند . حرکت اند.

دست ها ارتباطه مان.

اعتماد می کنیم . لمس می کنیم و رشد می کنیم.

دست ها زندگی ما را شکل می دهند . مراقبشان باشیم.

” اَوه آوای زندگی “

 

چه چیزی باعث موثر بودن این تبلیغ شده است ؟

اصلا این تبلیغ روی فروش هم اثر میگذارد ؟

از چه تکنیکی در نوشتن متن تبلیغ استفاده شده است ؟

اگر این سوالات ذهن شما را هم درگیر کرده است ، در این تحلیل به جوابشان می رسید.

 

 

2

کمی به متن تبلیغ توجه کنید.

” دستانی که از پَر نرم ترند “
واژه به واژه را می توانید در ذهنتان تداعی کنید.
حسش می کنید.

چیزی که این تبلیغ را از تبلیغات آبکی متمایز می کند ، توجه به جزئیات و احساسات مخاطب است.

جزئیاتی که به زیبایی در ذهن ما تصویرسازی می شود و احساساتمان را تحریک می کند.

قبل از این که بخواهم درباره اولین دلیل موثر بودن این تبلیغ برایتان بنویسم ، بهتر است
یازدهمین پادکست روی موج کپی رایتینگ را بشنوید.
درباره قدرت واژه ها کلی صحبت کردم و اگر میخواهید چرایی موثر بودن این آگهی را درک کنید ، باید آن پادکست را گوش دهید :

روی موج کپی رایتینگ : قدرت واژه ها در کپی رایتینگ

 

 

3

ویلیام استرانک می گوید :

مطمئنن ترین روش برانگیختن و نگه داشتن توجه مخاطب ، نگارش نوشته ای تعریف شده ، محکم و حاوی جزئیات است.

 

اولین دلیلی که باعث شده این تبلیغ موثر باشد ، توجه به جزئیات و تصویرسازی مزیت محصول به صورت غیرمستقیم است.
می توان گفت اگر جزئیات را از این تبلیغ حذف کنید ، چیزی از آن باقی نمی ماند.

 

4

استفاده از واژه های گروه اول نردبان تصور

اگر پادکست را گوش داده باشید ، پس می دانید که نردبان تصور چیست و چه واژه هایی باعث تصویرسازی می شوند .
استفاده از واژه های گروه اول و استفاده نکردن از واژه های بی هویت عامل موفقیت این تبلیغ در تحریک احساسات مخاطب است.

” دست ها می سازند ”

” لمس می کنیم ”

 

 

5

توجه به احساسات مخاطب و تحریک آن

در این تبلیغ از جاذبه احساسی استفاده شده است که هدف از این نوع تبلیغ ، ایجاد و برقراری ارتباط بین مخاطب و محصول است .
که به آن استراتژی اتصال ( Bonding ) هم می گویند.

تبلیغ با جاذبه احساسی ، احتمال درک بهتر پیام توسط مخاطب را چندین برابر می کند و  در ذهن مخاطب حک شده و باقی می ماند و بیشتر مخاطب را با محصول درگیر می کند.

 

6

نتیجه ی استفاده از محصول به زیبایی در ذهن مخاطب تصویرسازی شده است.

واقعیت این است که برای مخاطب ، برند شما هیچ اهمیتی ندارد !
این که چقدر افتخارات دارید و یا چند سال فعالیت داشته اید اصلا برایشان مهم نیست و به نظر میاد اَوه به این نکته و نتیجه رسیده است.
دلیل دیگه ای که باعث متمایز شدن این تبلیغ شده است ، تمرکز روی مزایایی ست که برای مخاطب دارد.

و این تبلیغ ، مزایا را با استفاده از واژه ها در ذهن مخاطب به خوبی تصویرسازی می کند.

 

دور و برمان ما پُر شده است از تبلیغات بی اثر و مزخرف.
چه بودجه ها که در تبلیغات محیطی و آنلاین هدر می روند تا شاید برند ، چندرغازی این وسط سود کند.

همیشه به دوستانم می گویم : ” تبلیغات طوری شده که مخاطب در مواجهه شدن با آن ، گاهی اوقات در دلش و گاهی اوقات با صدای بلند می گوید : به یک ورم . ”
هدف من این است که تعداد ” به یک ورم ” شنیده شدن ها را کم کنم.

1

تو این سری نوشته ها ، شاید هم در آینده سری پادکست و ویدئو ( معلوم نیست ) ، میخواهم متن های تبلیغاتی را تحلیل کنم.

هر کدام از تبلیغات  را زیر ذره بین کپی رایتر و از نگاه کپی رایتینگ بررسی میکنم تا متوجه شویم چه تبلیغاتی می تواند فروش را افزایش دهد و چه تبلیغاتی فقط بودجه را هدر می دهد.

تو اولین برنامه از زیر ذره بین ،به سراغ یکی از تبلیغاتی که به گمانم سه هفته پیش در مترو دیدم ، رفتم.

 

2

تبلیغ اکتیو

و البته یک تیزر تبلیغاتی هم مرتبط به این محصول وجود دارد که آن را هم از صفحه آپارات اکتیو برایتان میگذارم تا ببینید

 

 

3

مایع دستشویی صدفی اکتیو
حاوی پروتئین سویا

 

مخاطب با دیدن این تبلیغ ، شاید به آن نیم نگاهی کند ولی سرش را به نشانه نفهمیدن تکان می دهد و به راه خودش ادامه می دهد.

چرا این اتفاق می افتد ؟
چون مخاطب متوجه نمی شود که پروتئین سویا به چه دردی میخورد !

” حاوی پروتئین سویا “ خب که چی ؟ ( به یک ورم )

برای مخاطب مهم نیست که محصول از چه موادی ایجاد شده است .
این ماده ای است که تو محصول استفاده شده و کوچکترین اهمیتی برایش ندارد.

 

اما چطور می توانیم این تبلیغ را اثربخش تر کنیم ؟

 

4

ویژگی یا مزایا : انتخاب با ماست

 

ویژگی با محصول در ارتباط است و مزایا با مخاطب.
و در دنیای کپی رایتینگ ، همیشه مزایاست که برگ برنده تبلیغات است.

” حاوی پروتئین سویا ”  از ویژگی های محصول است .
هر چیزی که مستقیما محصول را توضیف کند ، یک ویژگی ست و تبدیل ویژگی به یک مزیت ، وظیفه ی کپی رایترهاست .

 

مخاطب نمی تواند از ویژگی عنوان شده ی محصول ، مزیت آن را برداشت کند.

 

اجازه بده با یک مثال برایت تفاوت ویژگی و مزایا را روشن کنم.

اگر بخواهم برای یک مداد تبلیغ بنویسم :

 

استفاده از ویژگی :

ویژگی مداد

 

استفاده از مزایا :

مزایا مداد

 

فکر کنم متوجه شده باشی.

اگر اکتیو بخواهد این تبلیغ را اثربخش تر کند ، باید از مزیتی که پروتئین سویا برای دستان مخاطب دارد ، بگوید.

( پروتئین سویا از خشک شدن پوست جلوگیری می کند. )