نوشته‌ها

تصور کن اسطوره‌ات را در خواب ببینی.
دیوید اگیلوی اسطوره‌ی شناخته شده تو دنیای تبلیغات است. یک افسانه‌ی واقعی.
کسی که با نوشتن متن‌هایش مردم را به معنای واقعی افسون می‌کرد.
کسی که می‌توانست هر چیزی را به هرکسی بفروشد.
حتی خیال دیدنش در خواب هم برای من معنای خاصی دارد.

شب از نیمه گذشته بود و من طبق معمول بیدار بودم و تقریباً درباره‌ی همه چیز فکر می‌کردم …
درباره کسب وکار، باتلاق دانشگاه، باتلاق عمیق‌تر سربازی، دختر همسایه، درباره ایده‌ی نوشتن صفحات صبحگاهی و صدها افکار دیگر.
ساعاتی گذشته بود و بیشتر افکارم به سوی آینده کسب وکارم پیش می‌رفت.
لحظه‌ای به یاد یکی از مقالاتی که روز پیش خوانده بودم افتادم. مقاله‌ای که درباره فرمول‌های عنوان نویسی دیوید اگیلوی بود.

در ذهنم تصور کردم که اگر اگیلوی زنده بود و به زبان فارسی هم صحبت می‌کرد از او چه می‌پرسیدم؟
جواب سؤال هایم را با خواندن کتاب‌های دیوید اگیلوی پیدا کردم و محتوای آن را برایت نوشته‌ام.

در مقاله زیر می‌توانی مصاحبه من را با دیوید اگیلوی را بخوانی:

دیوید اگیلوی جان، درس‌های مهمی که در تبلیغات آموخته‌ای را در چند جمله به من میگی؟

 

  1. تنها بخش کوچکی از خلق یک اثر تبلیغاتی مرهون الهام‌ها و نوگرایی‌های ذهن است. چون قسمت اعظم آن به دانش و سختکوشی فرد بستگی دارد. کسی که اندک استعدادی داشته باشد و راهکارهای دست به جیب کردن مردم را به خوبی بداند، در این وادی موفق است.
  2. این حس اغواگر واگیردار است که سرگرم کردن مردم را به فروش بیشتر ارجح بدانیم.
  3. برای مقایسه کاربرد روش‌های تبلیغاتی باید بررسی کرد کدامیک فروش بیشتری را رقمزده‌اند.
  4. پیش از نوشتن متن تبلیغ باید با محصول آشنایی کامل پیدا کرد.
  5. کلید موفقیت در این است که به مشتری وعده‌ی یک تفاوت چشمگیر را بدهیم.
  6. ویراستاران بهتر از کسانی که کار تبلیغات انجام می‌دهند، با اعجاز کلمه‌ها آشنا هستند، باید از دانسته‌هایشان استفاده کرد.

 

دیوید زمانی که ذهنت خالی و غیرفعال است چگونه آن را فعال می‌کنی؟

 

نقل قول دیوید اگیلوی

 

بسیاری از مردم که من هم جزو آن‌ها هستم معمولاً زمانی که کمی نوشیدنی نوشیده‌اند فعال‌تر و خلاق‌تر می‌شوند.
من میدانم که اگر دو یا سه لیوان بنوشم خیلی بهتر می‌توانم بنویسم و احساس می‌کنم که 15 دقیقه مطالعه فرهنگ جملات ادبی برگزیده‌ی آکسفورد و همچنین گوش سپردن به موسیقی می‌تواند به خلاقیت من کمک کند.

چطور می‌نویسی؟

کاری که می‌کنم این است که مطلبم را می‌نویسم و آن را آنقدر ویرایش می‌کنم تا به حد قابل قبولی برسد.
باید اعتراف کنم که نوشتن برای من کار سختی است. من در نوشتن خیلی هم مهارت ندارم و کند هستم.
تاکنون پیش آمده که یک آگهی را نوزده بار پیشنویس کرده‌ام تا راضی شده‌ام که آن را به کسی نشان دهم تا درباره‌ی آن نظر بدهد.
حرفه‌ی نویسندگی برای من چندان ساده نیست.

می‌توانی دستورالعمل شخصی‌ات را که در ساخت تبلیغ خوب و مناسب استفاده می‌کنی در اختیار من قرار دهی؟

 

قبل از اینکه دستورالعمل را در اختیارت قرار دهم باید دید تبلیغ خوب و مناسب چیست؟
خب سه نوع نگاه وجود دارد.
یک دسته معتقدند تبلیغ خوب و مناسب همان چیزی است که رضایت و تأیید مشتری را طلب کند.
گروهی دیگر میگویند تبلیغ خوب و مناسب، فروش عالی را به ارمغان می‌آورد
و در حافظه‌ی مردم و عالم تبلیغات به عنوان یک اثر باارزش ثبت می‌شود.
خود من کارهای تبلیغی زیادی ساخته‌ام که هم فروش مافوق تصوری را رقم زده‌اند و هم در صنعت تبلیغ از آن‌ها بهعنوان کارهای ستودنی یادشده است، ولی جز دسته سوم هستم و معتقدم تبلیغی تاثیرگذار است که مخاطب را به تفکر درباره‌ی آنچه ما می‌خواهیم، وادارد، نه اینکه مجذوب خود تبلیغ شود.

و اما دستورالعمل شخصی من برای تبلیغ نویسی:

 

1. اهمیت آنچه می گویی بیشتر از چگونه گفتن آن است.

آنچه مشتری را به خرید وا می دارد محتوای تبلیغ است، نه چگونگی ارائه‌ی آن.
مهم‌ترین وظیفه‌ی ما این است که ببینیم در معرفی محصولمان چه چیزهایی را می‌توانیم بگوییم و چه قول‌هایی را می‌توانیم بدهیم.

سال‌ها پیش دکتر جانسون گفت:
روح هر تبلیغ یک وعده‌ای بزرگ است.

درست بودن این وعده و بیان صریح آن طوری که جای هیچ حدس و گمانی باقی نماند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

2. تبلیغات شما محکوم به شکست است، مگر اینکه ایده‌ی بزرگی پشت آن باشد.

وقتی وارد این حرفه شدم، مصمم بودم همه‌ی کارهایم را در بالاترین سطح ممکن ارائه دهم تا به موفقیتی چشمگیر دست پیدا کنند. البته در بیشتر تلاش‌هایم به این هدف رسیده‌ام، چون سراغ ایده‌های بکر و جذاب می‌روم و پرورششان می‌دهم.

3. اگر حوصله‌ی مردم سر برود، خرید نمی‌کنند.

افراد در طول روز با صدها تا هزاران تبلیغ رو به رو می‌شوند.
تعجبی ندارد که همه می‌توانند بی اعتنا از کنار آن‌ها رد شوند تا فکرشان را مشغول نکنند.
در همهمه و هیاهوی دنیای امروز صدایی را می‌توان به گوش دیگران رساند که به واسطه‌ی طنین دلنشینش از بقیه‌ی صداها متمایز باشد.

تولید ما باید چیزی باشد که مردم به خواندن و دیدنش رغبت نشان بدهند.

4. خوشزبانی کنید ولی لودگی هرگز

باید با هر وسیله‌ای که در دسترس داری قاپ مخاطب را بدزدی و لبخند را به لبش بنشانی، ولی نباید کسی یا چیزی را به سخره گرفت.
خانم خانه داری که می‌خواهد خرید کند حوصله شوخی ندارد.

چطور یک آگهی تبلیغاتی بنویسم ؟

 

1. تیتر اصلی

دیوید اگیلوی

 

تیتر مهم‌ترین عنصر یک آگهی تبلیغاتی به شمار می‌رود و مانند اسم رمز، مجور ورود خواننده به فضای تبلیغ است.

به طور معمول تعداد کسانی که فقط تیتر را می‌خوانند پنج برابر بیشتر از آن‌هایی است که بدنه‌ی آگهی را هم می‌خوانند.

گاهی فقط با تغییر تیتر می‌توان تأثیر یک تبلیغ را ده برابر کرد.
برای همین است که من برای هر کاری دستکم 16 تیتر می‌نویسم تا بعد از میان آن‌ها یکی را انتخاب کنم و در نوشتن هرکدام تمام این نکته‌ها را در نظر دارم:

  • تیترها دروازه‌های ورودند و باید طوری شکل بگیرند که قاپ هر بیننده را بدزدند و نگذارند بیتفاوت از کنارشان رد شود.
  • باید مخاطب را مشخص کنی.
  • تیتر باید در خواننده انگیزه ایجاد کند و وعده‌ی خوشایندی بدهد، وعده‌ای که دور از واقعیت نیست و به تحقق آن ایمان داری.
  • کلمه‌های می‌توانند اعجاز کنند پس از کلمات ترکیبی و جدید استفاده کن.
  • هرگز به این کلمه‌ها که زیاد به گوشتان خورده‌اند پشت نکن که کارایی‌شان حتمی است و ازقضا دلیل اینکه زیاد آن‌ها را دیده و شنیده‌ایم، همین است که معجزه می‌کنند.
  • وعده‌ای که به تحقق آن ایمانداری را در تیتر بده. نگران نباش حتی اگر هم تیتر طولانی شد. وقتی کسی خواندن آن را شروع کرد؛ به طور حتم نیمه کاره رهایش نمی‌کند.
  • کسی به سراغ بدنه‌ی آگهی می‌رود که تیتر توانسته باشد کنجکاوی‌اش را برانگیزاند.
    پس باید عبارت را طوری تمام کنی که خواننده نتواند به راحتی از خواندن بقیه‌ی مطلب صرف نظر کند.

2. بدنه‌ی آگهی

وقتی می‌خواهی بدنه‌ی آگهی را بنویسی، گوشه‌ی دنجی پیدا کن و بنشین طوری که انگار داری سر میز شام با یکی از دوستانت گپ می‌زنی و از شما می‌پرسد:
” می خوام شامپومو عوض کنم، تو چی رو پیشنهاد می‌کنی؟ “
همان چیزهایی را بنویس که در جواب چنین پرسشی می‌گفتی.

1. حاشیه نرو. یکراست به اصل مطلب اشارهکن و آسمون ریسمون نباف.

2. از کلیگویی بپرهیز. با شاهد و مدرک ادعاهایت را ثابت کن و شیوه‌ای دوستانه و وصمیمی را در پیش بگیر تا حوصله‌ی خواننده سر نرود.

3. همیشه باید برای اثبات ادعاهایت شاهد و مدرک بیاوری. برای خواننده‌های تبلیغ، حرف مشتریان قبلی سند است.

4. روان بنویس و متن خود را بازبینی کن.
به همان زبانی که عامه‌ی مردم صحبت می‌کنند بنویس تا حواس خواننده پرت نشود و روی موضوع موردنظر شما تمرکز کند.

5. از به کار بردن کلمه‌های قلمبه سلمبه بپرهیز.
هنر ساده سخن گفتن را بیاموز تا با استفاده از کلمات کوتاه، جمله‌های ساده و پراگراف های منسجم منظورت را واضح و روشنبیان کنی.

اگر بخواهی من را نصیحت بکنی تا به اوج قله صعود کنم چه نصیحتی برایم داری؟

چند نکته برایت دارم:
کبر و غرور را به فراموشی بسپار و به فکر یادگیری باش.
با ساعت کاری دو برابر، پیشرفتت هم دو برابر می‌شود.
لازم است هم دست به قلم باشی و هم خوش سخن.
شهامت این را داشته باش که در مقابل مشتری و همکار به اشتباه خود اعتراف کنی. آزاداندیشی، خلوص نیت و صداقت از ویژگی‌های ضروری یک کپی رایتر است.
بهترین بازده کاری را زمانی داری که برای خودت شرایط دلچسبی فراهم آوری.
به سفر برو، در فضای باز ورزش کن و نفس‌های عمیق بکش. کتاب بخوان.

گزیده‌ای از عبارت‌هایی که آن‌ها را باور دارم به زبان دیوید اگیلوی

تا به حال هیچکس از کار و تلاش زیاد نمرده است. سردرگمی روحی، بی انگیزه بودن و بیماری انسان را نابود می‌کند.
باید اشتباه خود را بپذیریم و همیشه حسابرس خودمان باشیم پیش از اینکه دیگران بخواهند به حساب ما برسند.
همه‌ی ایده‌های بزرگ، یک روز جرقه‌ی فکری کوچک بودند.
از همنشینی با افسرده‌ها پرهیز کن چون بیماری‌شان مسری است.
تغییر لازمه‌ی تداوم حیات است.
به زبان آوردن چیزی جز حقیقت جایز نیست، ولی بهتر است در قالب دلنشینی بیان شود.

اگر پسرت به عنوان کپی رایتر وارد کار تبلیغات شود برای او چه توصیه‌ای می‌کنی؟

به او نصیحت می‌کردم که بیشتر تلاش کند و پیش از آنکه بنشیند و چندین و چند صفت بی روح برای محصول بنویسد، باید اول آن را بشناسد و به طور کامل بررسی کند و نیز به او می‌گفتم که باید مقدار زیادی از متن آگهی‌ها را مطالعه کند.

به نظر من بهترین شعارهای تاریخ ضرب المثل ها هستند. چون که سال‌هاست مردم این ضرب المثل ها را تکرار کرده‌اند.
حتی بعضی از ضرب المثل ها به قدری قدرتمند و اثرگذار بودند که در طول زمان جزوی از باورهای مردم شدند.

هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید

 

می گویند روزی پیرمردی به همراه پسرش از دهی به ده دیگر در حرکت بود، مختصر آب و نانی برداشتند و راه افتادند. چندی نگذشته بود که در میانه راه نعلی را بر زمین دیدند. پیرمرد به پسر گفت که آن را بردارد که به کار خواهد آمد. اما پسر گفت که پدرجان تکه آهن شکسته و فرسوده‌ به چه کار می‌آید، به زحمت برداشتن نمی‌ارزد.

پدر دید که پسرش هنوز زندگی را خوب نفهمیده و نمی‌شناسد، خود خم شد و نعل را از زمین برداشت.

ساعاتی گذشت.

هوا گرم بود و جیره آب آن‌ها هم تمام شده بود، کم‌کم پسرک که تشنه بود توان راه رفتن را از دست داد و در آن حال گفت: پدر اینجاها آب پیدا نمی‌شود؟ پیرمرد گفت چرا جلوتر چاه آبی هست. صبوری کن.

اما زمانی که دانست پسر بسیار تشنه است، دانه گیلاسی را روی زمین انداخت. پسر هم خم شد و آن را برداشت و خورد و این اتفاق بارها افتاد، تا به چاه آب رسیدند.

پدر آن زمان به حرف آمد و گفت: تو الان برای رفع این تشنگی بارها خم شدی و دانه‌های گیلاس را از زمین برداشتی، اما زمانی که به تو گفتم آن نعل را بردار، به کار می‌آید، به آن بی‌اعتنا بودی؛ چون آن را بی‌ارزش می‌پنداشتی.

اما من آن را برداشتم، به نعل‌بندی فروختم و با فروش آن این گیلاس‌ها را خریدم. پس همیشه به یاد داشته باش، هرچیز که خوار آید، یک روز به کار آید.

 

این داستانِ ضرب المثلی بود که احتمالاً بارها از پدر و مادرمان شنیده‌ایم. تو این مقاله می‌خواهم از این بگویم که چطور می‌توانیم شعاری بنویسیم که به مانند این ضرب المثل بارها شنیده شود و در حافظه مردم باقی بماند.

نوشتن شعار تبلیغاتی طوری که سال ها در حافظه مردم باقی بماند

 

 

تصور کنید که می‌توانستید توجه مخاطب‌ها را به کسب و کارتان جلب کنید. خود را در حافظه آن‌ها پررنگ و به یاد ماندنی کنیدآن هم در کمتر از 5 ثانیه!

یک شعار تبلیغاتی تاثیرگذار می‌تواند همین کار را انجام دهد.

غیرممکن است در خیابان‌ها قدم بزنید و چند تا از بیلبوردهای تبلیغاتی را به چشم نبینید.

غیرممکن است در اینترنت بگردید و کمپین تبلیغاتی برندها توجهتان را برای لحظه‌ای جلب نکرده باشد.

یا در تلویزیون شعار نشنوید.

ما با انواع تبلیغات محاصره شدیم و این هم خوب است و هم بد.

برای مصرف کنندگان بد است و برای صاحبان کسب و کار، خوب.

البته این که چطور از این فرصت و تبلیغات استفاده کنیم خودش یک حرفی است که می‌خواهم در این مقاله درباره‌اش صحبت کنم.

 

یک شعار تبلیغاتی به یادماندنی طوری نوشته می‌شود که حتی اگر فقط یک کلمه باشد، تا سال‌ها در ذهن مخاطب حک خواهد شد.

و هدف از نوشتن این شعارها ایجاد یک رابطه‌ی محکم با مخاطب است.

نوشتن شعار تبلیغاتی یکی از هنرهای ظریفی است که کپی رایترها باید از آن برخوردار باشد.
کپی رایتر باشید یا صاحب کسب و کار. در حال حاضر فرقی نمی‌کند.

در این مقاله از ویژگی‌ها و چگونگی خلق یک شعار می‌نویسم.

قبل از هر چیز ما دو نوع شعار داریم:

انواع شعارهای تبلیغاتی

 

تگ لاین :

تگ لاین یا همان شعار برند، پیامی است که کسب و کار را معرفی می‌کند و پس از تعیین تغییر نمی‌کند مگر آن که تیم بازاریابی تصمیم بگیری در هویت برند تغییری ایجاد کند.

تگ لاین اکثر اوقات با هدف برجسته کردن برند بین رقبا نوشته می‌شود.

 

اسلوگان :

اما اسلوگان چیست؟

اسلوگان یا همان شعار تبلیغاتی، پیامی است برای جلب توجه مخاطب و اطلاع رسانی.

اسلوگان همان شعار تبلیغاتی برند است که در کمپین‌های تبلیغاتی استفاده می‌شود با هدف افزایش آگاهی، افزایش فروش و یا برقراری ارتباط با مخاطب.

در این مقاله برای نوشتن اسلوگان نکاتی را می گویم که می‌توانید استفاده کنید.

 

ویژگی های یک شعار تبلیغاتی ایده آل چیست ؟

شعار تبلیغاتی با انواع نوشته‌های تبلیغاتی دیگر فرق می‌کند.
چون با این هدف نوشته می‌شود که در خاطر افراد بماند و واژه در دهان‌ها تکرار شده و جا بیفتد
و البته شعار باید بتواند نام محصول و پیام برند را در ذهن مشتری حک کند.

 

رعایت نکته های زیر در نوشتن شعار مفید به نظر می رسد :

 

1 . صراحت و روشنی

یک شعار خوب، سریعاً مفهوم را به مخاطب منتقل می‌کند بدون هیچ ابهامی.

متاسفانه در حال حاضر دنیای تبلیغات پُر شده از شعارهایی که به بیراه رفته و از ابهام پُر است.

ابهام ممکن است به انتقال درست پیام به مخاطب لطمه بزند .
باید صریح بود و آشکار پیام را بازگو کرد.

 

2 . سادگی

هر چقدر ساده تر ، شعار موفق تر.

منظور از سادگی ، استفاده از کلمات ساده ست. هیچکس برای فهمیدن شعار شما بیشتر از 5 ثانیه وقت نمی گذارد.

روی ارزشی که برای مخاطب ایجاد می کنید تمرکز کنید و آن را به سادگی در شعار بگویید.

 

 

3 . ایجاز

استفاده از عبارتی کوتاه می تواند شعاری به یادماندنی بسازد.
تا می توانید واژه های اضافه را از شعار حذف کنید.

ایجاز باعث می شود مخاطب از دیدن و شنیدن شعار شما دل زده و خسته نشود.

 

چطوری یک شعار تبلیغاتی به یادماندنی و ردنشدنی خلق کنیم؟

 

نوشتن شعار تبلیغاتی کار چندان ساده ای نیست ،
شعاری که مخاطب در فاصله بسیار کوتاهی از تلویزیون می شنود و یا به هنگام رانندگی با سرعت 100 کیلومتر در ساعت از آن می گذرد.

اکثر اوقات شعارهای به یادماندنی حاصل روزها و ماه ها خیره شدن به دیوار و کاغذ سفید است.

این را گفتم تا به دیوار و کاغذ ها عادت کنی.

البته هیچ قانون کلی و دستورالعمل خاصی برای نوشتن شعار تبلیغاتی وجود ندارد و نکته هایی که الان گفته می شود ، تنها کمک می کند تا شعارهای به یادماندنی تری داشته باشید.

 

تمرکز بر روی تمایز

 

شعار تبلیغاتی تمایز

 

راسر ریوز می گوید :

هر تبلیغی باید حاوی پیامی برای مصرف کننده باشد . این پیام صرفا نباید با استفاده از کلمات یا بر اساس ویژگی های فیزیکی محصول باشد ، بلکه هر تبلیغ باید به مخاطبش بگوید : ( این محصول را خریداری کن تا این مزیت و امتیاز خاص به تو تعلق گیرد . )

 

چه چیزی باعث می شود مخاطب شما را انتخاب کند ؟
تمایز برند شما با رقبا در چیست ؟

یک شعار تبلیغاتی خوب باید تمایز برند را به مخاطبان نشان دهد  و مخاطب را مطمئن کند که بهترین انتخاب ، برند شماست.

 

مزیت و نتیجه ای که محصول برای مخاطب دارد را با واژه ها نشان بدهید.

 

برای مخاطب و مشتری ، برند شما هیچ اهمیتی ندارد !
این که چقدر افتخارات دارید و یا چند سال فعالیت داشته اید اصلا برایش مهم نیست .

در یک شعار تبلیغاتی ردنشدنی باید روی مزایایی که محصول برای مخاطب دارد تمرکز کنید.

و این مزایا را با استفاده از واژه ها در ذهن مخاطب تصویرسازی کنید.

به این سوال جواب بدهید :

اگر مخاطب محصول من را بخرد چه اتفاقی در زندگی اش می افتد ؟

مثلا : برندی که کرم زیبایی تولید می کند .

برای تصویرسازی مزیت در ذهن مخاطب :

  • ویژگی های کرم زیبایی را نفروشید. ( مثلا درباره موادی که در کرم استفاده شده شعار ننویسید )
  • زیبایی را هم نفروشید ! ( درسته که زیبا شدن و پوست صاف داشتن مزیت این کرم است . اما این هم نمی تواند خیلی تاثیرگذار باشد . )
  • خیره شدن چشمان شوهرش را به او بفروشید. ( شعار را طوری بنویسید که مخاطب متوجه شود با استفاده از کرم ، چه تاثیر و نتیجه ای در زندگی اش ظاهر می شود. )

 

شعار تبلیغاتی

 

ساده و کوتاه

 

فراموش نکنید که قرار است شعار شما بر روی بیلبوردهای تبلیغاتی ای باشد که رانندگان با سرعت 100 کیلومتر در ساعت از کنار آن می گذرند .

پس شعار شما باید به قدری کوتاه و ساده باشد که راننده بتواند در کمتر از 5 ثانیه پیام را به خوبی ببیند و درک کند.

 

 

ایجاد یک تصویر ذهنی

یک شعار تبلیغاتی یه یادماندنی تصویری را در ذهن ما می سازد و یا زنده می کند.

این کار واژه هاست .

از کلماتی استفاده کنید که تصویری واضح در ذهن ایجاد می کند.

مثلا به جای استفاده از کلمه خیلی سبک می توانید از کلمه فقط 250 گرم استفاده کنید.

 

جزئیات را بنویسید

 

ویلیام استرانک می گوید:

 مطمئنم ترین روش برانگیختن و نگه داشتن توجه مخاطب ، نگارش نوشته ای تعریف شده ، محکم و حاوی جزئیات است.

 

درسته که شعار تبلیغاتی باید کوتاه باشد . اما باید سعی کنیم در همان چند کلمه هم جزئیات را برای مخاطب تصویرسازی کنیم.

جزئیات باعث تصویر سازی میشوند.

 

 

این فهرست در طی مدت زمان تکمیل می شود.

1 – استفاده از واژه های بی هویت در متن تبلیغاتی

2 – قلمبه سلمبه می نویسید

3 – سعی دارید مردم را وادار کنید از شما بخرند

4 – به کلی گویی اکتفا می کنید و از اهمیت جزئیات غافلید

5 – بازنویسی را جدی نمی گیرید

6 – از قدرت داستان و داستان گویی در نوشتن متن تبلیغاتی تان استفاده نمی کنید

7 – روی ویژگی های محصول تمرکز می کنید.

8 – برای عنوان نویسی وقت کافی نمی گذارید.

9 – متن تبلیغاتی تان پُر از ابهام است.

10 – به آوای واژه ها اهمیت نمی دهید.

11 – مستقیم و صریح بیان نمی کنید.

12 – پیام تبلیغاتی خود را به طور مختصر بیان نمی کنید.

13 – به مشکل و دردی که مخاطب با آن درگیر است اشاره نمی کنید.

14 – از نوشتن جزئیات غافلید.

15 – از جاذبه های احساسی در متن تبلیغاتی تان استفاده نمی کنید.

16 – بر منطق خرید تمرکز کرده اید.

17 – قبل از شناخت مخاطب شروع به نوشتن می کنید.

18 – کارتان به یک آگهی تبلیغاتی محض تبدیل شده است.

19 – درباره محصول ( ویژگی ها ، مواد سازنده ، تاریخچه ی آن و … ) تحقیق نمی کنید.

20 – به تناسب میان جمله ها دقت نمی کنید.

21 – متن و تصویر در آگهی تبلیغاتی شما کامل کننده ی همدیگر نیستند.

22 – فکرها و ایده هایتان را در گنجینه جمع نمی کنید

23 – از استعاره در کارهای تبلیغاتی استفاده نمی کنید.

24 – با دید و زاویه ای متفاوت به محصول نگاه نمی کنید.

25 – تصور می کنید هدف از تبلیغات سرگرم کردن مردم است.

26 – در نوشتن متن های تبلیغاتی اغراق می کنید.

27 – بر ویژگی های محصول تمرکز کرده اید.

28 – در اثبات وعده هایی که می دهید ، چیزی نمی نویسید.

29 – روی نقطه درد مخاطب تمرکز نمی کنید.

30 – تبلیغاتتان کسل کننده ست.

31 – تبلیغاتی که می سازید باورپذیر نیستند.

32 – استفاده ی نادرست از قافیه پردازی

33 – استفاده نادرست از تکنیک های ایهام ، وارونگی ، تکرار و تشابه حروف

34 – روی شناخت دقیق مشتری وقت نمی گذارید.

35 – وعده ای که می دهید را اثبات نمی کنید.

36 – ضمانت و گارانتی برای خریدار در نظر نگرفته اید.

37 – یک فوریت و محدودیت زمانی برای مخاطب ایجاد نمی کنید.

38 – روی مزیت اصلی و دلیل اصلی خرید مردم تمرکز نمی کنید.

39 – ایده متمایزکننده ای ندارید.

40 – بی توجهی به اصول اخلاقی ، صداقت و عدم دروغگویی

41 – متن شما روی ویژگی های محصول تمرکز دارد تا مزایا محصول برای مخاطب

42 – عدم استفاده از تکنیک ها و مدل های تست شده در تبلیغات

43 – استفاده کردن از صفت در متن های تبلیغاتی

درس های این کلاس هر هفته نو می شود !

 

1

شما برای کسی می نویسید که هیچ اطلاعاتی در مورد محصول تدارد و کاملا بی حوصله و خسته ست . پس باید ساده و مستقیم پیام خود را ارائه دهید.

2

در مورد نتیجه ای که محصول یا خدمات شما برای مخاطب دارد صحبت کنید نه آن چیزی که هست و این را به مخاطب نشان دهید.
اصلا مهم نیست محصول شما از چه موادی تشکیل شده است یا چه ویژگی هایی دارد ! مهم این است که این محصول چه چیزی برای مخاطب دارد و در صورتی که مخاطب از آن استفاده کند به چه نتیجه ای میرسد.

3

اگر قرار است در متن تبلیغ از داستان استفاده کنید ، از جزئیات غافل نشوید !
سعی کنید داستان محصول را با جزئیات کامل برای مخاطب بنویسید و به کلی گویی اکتفا نکنید.

 

4

متن تبلیغ شما و تصویری که استفاده می کنید ، باید کامل کننده ی هم باشند!
یعنی هر کدام مکملی برای دیگری!

مثلا اگر متنی که نوشتید اشاره ای به کمک خواستن دارد ، تصویر زیر مکمل خوبی می شود.

تبلیغ نویسی

 

5

روی مزایای محصول تمرکز کنید تا ویژگی ها !
مزایا با مخاطب در ارتباط است و ویژگی با محصول. برای مخاطب مهم نیست شما چقدر برای تولید محصول زحمت کشیده اید.
تنها چیزی که برای مخاطب مهم است مزیتی است که با خرید محصول بدست می آورد.

مثلا اگر بخواهیم برای یک مداد تبلیغ بنویسیم :

استفاده از ویژگی ها :

 

ویژگی مداد

 

استفاده از مزایا :

 

مزایا مداد

 

شاید خواندن این تحلیل از تبلیغات اکتیو شما را بیشتر با اهمیت و تاثیر ویژگی و مزایا آشنا کند.

 

6

ایجاز و استفاده از عباراتی کوتاه می تواند متنی به یادماندنی بسازد.
تا می توانید واژه های اضافه را حذف کنید تا جایی که به مفهوم جمله آسیب نرسد.

ایجاز باعث می شود مخاطب از دیدن و خواندن متن شما دل زده و خسته نشود.

 

7

 

تو این ویدئو از سری ویدئوهای با دید تبلیغ نویس ، لندینگ پیج فیت کلاب را با دید یک تبلیغ نویس بررسی و تحلیل کردم.