تصور کن اسطوره‌ات را در خواب ببینی.
دیوید اگیلوی اسطوره‌ی شناخته شده تو دنیای تبلیغات است. یک افسانه‌ی واقعی.
کسی که با نوشتن متن‌هایش مردم را به معنای واقعی افسون می‌کرد.
کسی که می‌توانست هر چیزی را به هرکسی بفروشد.
حتی خیال دیدنش در خواب هم برای من معنای خاصی دارد.

شب از نیمه گذشته بود و من طبق معمول بیدار بودم و تقریباً درباره‌ی همه چیز فکر می‌کردم …
درباره کسب وکار، باتلاق دانشگاه، باتلاق عمیق‌تر سربازی، دختر همسایه، درباره ایده‌ی نوشتن صفحات صبحگاهی و صدها افکار دیگر.
ساعاتی گذشته بود و بیشتر افکارم به سوی آینده کسب وکارم پیش می‌رفت.
لحظه‌ای به یاد یکی از مقالاتی که روز پیش خوانده بودم افتادم. مقاله‌ای که درباره فرمول‌های عنوان نویسی دیوید اگیلوی بود.

در ذهنم تصور کردم که اگر اگیلوی زنده بود و به زبان فارسی هم صحبت می‌کرد از او چه می‌پرسیدم؟
جواب سؤال هایم را با خواندن کتاب‌های دیوید اگیلوی پیدا کردم و محتوای آن را برایت نوشته‌ام.

در مقاله زیر می‌توانی مصاحبه من را با دیوید اگیلوی را بخوانی:

دیوید اگیلوی جان، درس‌های مهمی که در تبلیغات آموخته‌ای را در چند جمله به من میگی؟

 

  1. تنها بخش کوچکی از خلق یک اثر تبلیغاتی مرهون الهام‌ها و نوگرایی‌های ذهن است. چون قسمت اعظم آن به دانش و سختکوشی فرد بستگی دارد. کسی که اندک استعدادی داشته باشد و راهکارهای دست به جیب کردن مردم را به خوبی بداند، در این وادی موفق است.
  2. این حس اغواگر واگیردار است که سرگرم کردن مردم را به فروش بیشتر ارجح بدانیم.
  3. برای مقایسه کاربرد روش‌های تبلیغاتی باید بررسی کرد کدامیک فروش بیشتری را رقمزده‌اند.
  4. پیش از نوشتن متن تبلیغ باید با محصول آشنایی کامل پیدا کرد.
  5. کلید موفقیت در این است که به مشتری وعده‌ی یک تفاوت چشمگیر را بدهیم.
  6. ویراستاران بهتر از کسانی که کار تبلیغات انجام می‌دهند، با اعجاز کلمه‌ها آشنا هستند، باید از دانسته‌هایشان استفاده کرد.

 

دیوید زمانی که ذهنت خالی و غیرفعال است چگونه آن را فعال می‌کنی؟

 

نقل قول دیوید اگیلوی

 

بسیاری از مردم که من هم جزو آن‌ها هستم معمولاً زمانی که کمی نوشیدنی نوشیده‌اند فعال‌تر و خلاق‌تر می‌شوند.
من میدانم که اگر دو یا سه لیوان بنوشم خیلی بهتر می‌توانم بنویسم و احساس می‌کنم که 15 دقیقه مطالعه فرهنگ جملات ادبی برگزیده‌ی آکسفورد و همچنین گوش سپردن به موسیقی می‌تواند به خلاقیت من کمک کند.

چطور می‌نویسی؟

کاری که می‌کنم این است که مطلبم را می‌نویسم و آن را آنقدر ویرایش می‌کنم تا به حد قابل قبولی برسد.
باید اعتراف کنم که نوشتن برای من کار سختی است. من در نوشتن خیلی هم مهارت ندارم و کند هستم.
تاکنون پیش آمده که یک آگهی را نوزده بار پیشنویس کرده‌ام تا راضی شده‌ام که آن را به کسی نشان دهم تا درباره‌ی آن نظر بدهد.
حرفه‌ی نویسندگی برای من چندان ساده نیست.

می‌توانی دستورالعمل شخصی‌ات را که در ساخت تبلیغ خوب و مناسب استفاده می‌کنی در اختیار من قرار دهی؟

 

قبل از اینکه دستورالعمل را در اختیارت قرار دهم باید دید تبلیغ خوب و مناسب چیست؟
خب سه نوع نگاه وجود دارد.
یک دسته معتقدند تبلیغ خوب و مناسب همان چیزی است که رضایت و تأیید مشتری را طلب کند.
گروهی دیگر میگویند تبلیغ خوب و مناسب، فروش عالی را به ارمغان می‌آورد
و در حافظه‌ی مردم و عالم تبلیغات به عنوان یک اثر باارزش ثبت می‌شود.
خود من کارهای تبلیغی زیادی ساخته‌ام که هم فروش مافوق تصوری را رقم زده‌اند و هم در صنعت تبلیغ از آن‌ها بهعنوان کارهای ستودنی یادشده است، ولی جز دسته سوم هستم و معتقدم تبلیغی تاثیرگذار است که مخاطب را به تفکر درباره‌ی آنچه ما می‌خواهیم، وادارد، نه اینکه مجذوب خود تبلیغ شود.

و اما دستورالعمل شخصی من برای تبلیغ نویسی:

 

1. اهمیت آنچه می گویی بیشتر از چگونه گفتن آن است.

آنچه مشتری را به خرید وا می دارد محتوای تبلیغ است، نه چگونگی ارائه‌ی آن.
مهم‌ترین وظیفه‌ی ما این است که ببینیم در معرفی محصولمان چه چیزهایی را می‌توانیم بگوییم و چه قول‌هایی را می‌توانیم بدهیم.

سال‌ها پیش دکتر جانسون گفت:
روح هر تبلیغ یک وعده‌ای بزرگ است.

درست بودن این وعده و بیان صریح آن طوری که جای هیچ حدس و گمانی باقی نماند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

2. تبلیغات شما محکوم به شکست است، مگر اینکه ایده‌ی بزرگی پشت آن باشد.

وقتی وارد این حرفه شدم، مصمم بودم همه‌ی کارهایم را در بالاترین سطح ممکن ارائه دهم تا به موفقیتی چشمگیر دست پیدا کنند. البته در بیشتر تلاش‌هایم به این هدف رسیده‌ام، چون سراغ ایده‌های بکر و جذاب می‌روم و پرورششان می‌دهم.

3. اگر حوصله‌ی مردم سر برود، خرید نمی‌کنند.

افراد در طول روز با صدها تا هزاران تبلیغ رو به رو می‌شوند.
تعجبی ندارد که همه می‌توانند بی اعتنا از کنار آن‌ها رد شوند تا فکرشان را مشغول نکنند.
در همهمه و هیاهوی دنیای امروز صدایی را می‌توان به گوش دیگران رساند که به واسطه‌ی طنین دلنشینش از بقیه‌ی صداها متمایز باشد.

تولید ما باید چیزی باشد که مردم به خواندن و دیدنش رغبت نشان بدهند.

4. خوشزبانی کنید ولی لودگی هرگز

باید با هر وسیله‌ای که در دسترس داری قاپ مخاطب را بدزدی و لبخند را به لبش بنشانی، ولی نباید کسی یا چیزی را به سخره گرفت.
خانم خانه داری که می‌خواهد خرید کند حوصله شوخی ندارد.

چطور یک آگهی تبلیغاتی بنویسم ؟

 

1. تیتر اصلی

دیوید اگیلوی

 

تیتر مهم‌ترین عنصر یک آگهی تبلیغاتی به شمار می‌رود و مانند اسم رمز، مجور ورود خواننده به فضای تبلیغ است.

به طور معمول تعداد کسانی که فقط تیتر را می‌خوانند پنج برابر بیشتر از آن‌هایی است که بدنه‌ی آگهی را هم می‌خوانند.

گاهی فقط با تغییر تیتر می‌توان تأثیر یک تبلیغ را ده برابر کرد.
برای همین است که من برای هر کاری دستکم 16 تیتر می‌نویسم تا بعد از میان آن‌ها یکی را انتخاب کنم و در نوشتن هرکدام تمام این نکته‌ها را در نظر دارم:

  • تیترها دروازه‌های ورودند و باید طوری شکل بگیرند که قاپ هر بیننده را بدزدند و نگذارند بیتفاوت از کنارشان رد شود.
  • باید مخاطب را مشخص کنی.
  • تیتر باید در خواننده انگیزه ایجاد کند و وعده‌ی خوشایندی بدهد، وعده‌ای که دور از واقعیت نیست و به تحقق آن ایمان داری.
  • کلمه‌های می‌توانند اعجاز کنند پس از کلمات ترکیبی و جدید استفاده کن.
  • هرگز به این کلمه‌ها که زیاد به گوشتان خورده‌اند پشت نکن که کارایی‌شان حتمی است و ازقضا دلیل اینکه زیاد آن‌ها را دیده و شنیده‌ایم، همین است که معجزه می‌کنند.
  • وعده‌ای که به تحقق آن ایمانداری را در تیتر بده. نگران نباش حتی اگر هم تیتر طولانی شد. وقتی کسی خواندن آن را شروع کرد؛ به طور حتم نیمه کاره رهایش نمی‌کند.
  • کسی به سراغ بدنه‌ی آگهی می‌رود که تیتر توانسته باشد کنجکاوی‌اش را برانگیزاند.
    پس باید عبارت را طوری تمام کنی که خواننده نتواند به راحتی از خواندن بقیه‌ی مطلب صرف نظر کند.

2. بدنه‌ی آگهی

وقتی می‌خواهی بدنه‌ی آگهی را بنویسی، گوشه‌ی دنجی پیدا کن و بنشین طوری که انگار داری سر میز شام با یکی از دوستانت گپ می‌زنی و از شما می‌پرسد:
” می خوام شامپومو عوض کنم، تو چی رو پیشنهاد می‌کنی؟ “
همان چیزهایی را بنویس که در جواب چنین پرسشی می‌گفتی.

1. حاشیه نرو. یکراست به اصل مطلب اشارهکن و آسمون ریسمون نباف.

2. از کلیگویی بپرهیز. با شاهد و مدرک ادعاهایت را ثابت کن و شیوه‌ای دوستانه و وصمیمی را در پیش بگیر تا حوصله‌ی خواننده سر نرود.

3. همیشه باید برای اثبات ادعاهایت شاهد و مدرک بیاوری. برای خواننده‌های تبلیغ، حرف مشتریان قبلی سند است.

4. روان بنویس و متن خود را بازبینی کن.
به همان زبانی که عامه‌ی مردم صحبت می‌کنند بنویس تا حواس خواننده پرت نشود و روی موضوع موردنظر شما تمرکز کند.

5. از به کار بردن کلمه‌های قلمبه سلمبه بپرهیز.
هنر ساده سخن گفتن را بیاموز تا با استفاده از کلمات کوتاه، جمله‌های ساده و پراگراف های منسجم منظورت را واضح و روشنبیان کنی.

اگر بخواهی من را نصیحت بکنی تا به اوج قله صعود کنم چه نصیحتی برایم داری؟

چند نکته برایت دارم:
کبر و غرور را به فراموشی بسپار و به فکر یادگیری باش.
با ساعت کاری دو برابر، پیشرفتت هم دو برابر می‌شود.
لازم است هم دست به قلم باشی و هم خوش سخن.
شهامت این را داشته باش که در مقابل مشتری و همکار به اشتباه خود اعتراف کنی. آزاداندیشی، خلوص نیت و صداقت از ویژگی‌های ضروری یک کپی رایتر است.
بهترین بازده کاری را زمانی داری که برای خودت شرایط دلچسبی فراهم آوری.
به سفر برو، در فضای باز ورزش کن و نفس‌های عمیق بکش. کتاب بخوان.

گزیده‌ای از عبارت‌هایی که آن‌ها را باور دارم به زبان دیوید اگیلوی

تا به حال هیچکس از کار و تلاش زیاد نمرده است. سردرگمی روحی، بی انگیزه بودن و بیماری انسان را نابود می‌کند.
باید اشتباه خود را بپذیریم و همیشه حسابرس خودمان باشیم پیش از اینکه دیگران بخواهند به حساب ما برسند.
همه‌ی ایده‌های بزرگ، یک روز جرقه‌ی فکری کوچک بودند.
از همنشینی با افسرده‌ها پرهیز کن چون بیماری‌شان مسری است.
تغییر لازمه‌ی تداوم حیات است.
به زبان آوردن چیزی جز حقیقت جایز نیست، ولی بهتر است در قالب دلنشینی بیان شود.

اگر پسرت به عنوان کپی رایتر وارد کار تبلیغات شود برای او چه توصیه‌ای می‌کنی؟

به او نصیحت می‌کردم که بیشتر تلاش کند و پیش از آنکه بنشیند و چندین و چند صفت بی روح برای محصول بنویسد، باید اول آن را بشناسد و به طور کامل بررسی کند و نیز به او می‌گفتم که باید مقدار زیادی از متن آگهی‌ها را مطالعه کند.

تو دو روز گذشته فکرم درگیر این بود که چرا بعضی از متن‌ها می‌فروشند و بعضی از متن‌ها حتی یک فروش هم ایجاد نمی‌کنند؟
با خودم کلنجار می‌رفتم و صفحه محصول‌ها را می‌خواندم. بیشتر از 50 صفحه محصول و نمونه کپی رایتینگ از کسب و کارهای ایرانی را بررسی کردم تا به یک نتیجه‌ای رسیدم.

اکثر متن‌های پُرفروش از یک  سری الگوهای خاص پیروی می‌کنند.
تو این مقاله می‌خواهم با 10 نمونه کپی رایتینگ موفق و پرفروش این الگوها را بهت نشان بدهم.
البته این الگوها را باید در کنار هم قرار بدهی تا بتوانی یک صفحه فروش متقاعدکننده بنویسی.

نمونه کپی رایتینگ هایی که بررسی می‌کنم:

  1. حسین عباسمنش ( استفاده از داستان )
  2. حسین عباسمنش ( استفاده از تکنیک همراهی با گروه )
  3. محمدپیام بهرامپور ( طرح مشکل یا درد )
  4. محمدپیام بهرامپور ( برداشتن ریسک )
  5. فیت کلاب ( تصویرسازی شرایط ایده آل )
  6. فیت کلاب ( تایید شدن توسط افراد تاثیرگذار )
  7. خانه سرمایه ( تایید شدن توسط نابغه های حوزه مرتبط )
  8. همیارآکادمی ( اثبات توسط دیگران )
  9. آکادمی دیجیتال مارکتینگ ( ایجاد ضرورت خرید )

1. با استفاده از داستان کاری کن که مخاطب خودش را در دنیای تو تصور کند

 

نمونه های کپی رایتینگ

چندوقت پیش با یکی از دوستانم صحبت می‌کردم و می‌خواستم نظرش را به عنوان یک مخاطب درباره‌ی صفحه محصول جدیدی که نوشته بودم بدانم.
من با یک داستان شروع کرده بودم. داستان پسری 22 ساله که یک روز شنبه تضمیم می‌گیرد به ساحل برود تا کمی ذهنش را آرام کند.

دوست من شروع کرد به خواندن و زمانی که تمام صفحه را خواند به من گفتای کاش داستان طولانی‌تر بود.

مهدی کاملاً غرق داستان آن پسر 22 ساله شده بود و می‌خواست هرطور که شده ادامه‌ی داستان را بخواند.
او خودش را در شخصیت داستان می‌دید.

داستان می‌تواند بین ما و مخاطب ارتباط برقرار کند و زمانی که داستان زندگی خودمان را با محصول پیوند می‌دهیم آن را تبدیل به یک محرک قدرتمند برای فروش می‌کنیم.

اما حتی نوشتن یک داستان هم الگوی خودش را دارد.
به این داستان نگاه کن.

این داستان از 3 سکانس متفاوت تشکیل شده است :

  • شرایط بدی که در گذشته داشته است
  • تو هم می توانی
  • شرایط ایده آلی که بدست آوردم

داستان اینطوری شروع می‌شود که در گذشته چه دغدغه‌هایی داشته و چقدر شرایط بد بوده و در ادامه به مخاطب می‌گوید که تو هم می‌توانی مانند من این شرایط را تغییر بدهی و در انتها شرایط ایده آلی را تصویرسازی می‌کند که خودش به آن رسیده است.

مخاطب خودش را در داستان این شخصیت می‌گذارد و با خودش می‌گوید وقتی او توانسته، پس من هم می‌توانم.

 

 

2. به مخاطب این احساس را بده که در جامعه ای از افراد شبیه به خودش است

 

نمونه کپی رایتینگ

 

وقتی این احساس را به مخاطب القا می کنی که می تواند جزوی از جامعه ای باشد که تقریبا تمامی افراد دغدغه های یکسان دارند، مخاطب ترغیب می شود که به شما بپیوندد.
به جایی که احتمالا حرفش شنیده می شود. جایی که افرادی هستند با گذشته های تقریبا یکسان و هدف های یکسان.
توجه کردی که ما حتی گروه دوستانمان را همینطوری انتخاب می کنیم ؟

ما به جامعه و این تعامل نیاز داریم.

من بارها شده که در یک دوره آموزشی شرکت کردم فقط به این دلیل که در جمع و گروه آن ها عضو شوم.
یعنی نه به خاطر آموزشی که ارائه میشد، نه به خاطر استاد دوره، فقط به دلیل عضویت در یک جامعه خاص.

به خاطرات گذشته برگرد …

تا الان نشده که در یک گروه خاصی از مردم بیشتر احساس راحتی کنی ؟
تا الان نشده با یک سری از افراد حرف های بیشتری برای گفتن داشته باشی ؟

حالا تصور کن کسی به تو این قول را بدهد که می توانی در این گروه خاص عضو بشوی و تمام این مزایا را به دست بیاوری.

 

 

3. مشکل یا دغدغه‌هایی که مخاطب با آن درگیر است را یادآوری کن

 

نمونه های کپی رایتینگ

مخاطب ما در حال حاضر با یک سری از مشکلات دست و پنجه نرم می کند.
شرایطی دارد که احتمالا از آن راضی نیست و احتمالا حتی از پیدا کردن راه حل هم ناامید شده است.

وقتی این شرایط را برای مخاطب تعریف می کنی، وقتی دقیقا سوال هایی را می پرسی که برای او پیش آمده است.
این تصویر در ذهن مخاطب شروع می کند به شکل گرفتن.

یک تصویر از شرایط بدی که مخاطب در حال حاضر با آن درگیر است.
و این یک نقطه شروع مناسب است برای اینکه توجه مخاطب را برای خواندن ادامه متن جلب بکنی و همینطور به مخاطب ثابت کنی که درکش می کنی.

 

 

4. نمونه کپی رایتینگ : ریسک را از روی دوش مخاطب بردار

 

نمونه های کپی رایتینگ

 

وقتی ریسک خرید را از بین ببری، تصمیم گرفتن را برای مخاطب راحت می کنی.
البته شاید با خودت بگویی که این احمقانه است که 3 برابر پول دریافتی را به مشتری پس بدهم.
اما اگر محصولی داشته باشی که 99 درصد مواقع عملکرد خوبی داشته باشد چطور ؟
فقط 1 درصد ممکن است پولشان را پس بخواهند که در برابر فروشی که این تکنیک ایجاد میکند هیچ است.

تازه با این کار به مخاطب اثبات می کنی که به محصولت اعتماد داری و وقتی خودت از بابت محصولت مطمئن باشی، مخاطب هم همین حس را خواهد داشت.

فقط کافی ست که مردم بدانند در صورت راضی نبودن تنها کاری که لازم است انجام بدهند این است که با شما تماس بگیرند.

با این کار بزرگترین مانعی که در سر راه فروش قرار گرفته است را برنمی داری بلکه نابود می کنی.
منظورم ترس مخاطب از ریسک کردن است. اگر ریسک خرید را از بین ببری، در واقع یک مسیر صاف را برای خرید مشتری باز کرده ای.

اگر می ترسی اکثر افراد پولشان را پس بخواهند اولین قدمی که باید انجام بدهی این است که محصولت را بهتر کنی و دومین قدم این است که یک سری از حقایق را درباره مخاطب بدانی که در زیر گفته ام :

  • اکثر مردم حتی اگر واقعا ناراضی هم باشند، برای پس گرفتن پول شان اقدام نمی کنند.
  • پولی که پس می دهی معمولا بسیار کمتر از مقدار سودی است که به دلیل افزایش فروش ناشی از این تکنیک به دست آورده ای.

 

5. تصویرسازی شرایط ایده آل

 

همه ی ما یک تصویر از شرایط ایده آلمان داریم که برای رسیدن به آن حاضریم هر کاری را امتحان کنیم.
ما این شرایط را با تمام وجود می خواهیم و وقتی کسی این شرایط را برایمان به تصویر می کشد، با تمام وجود می خواهیم ببینیم که چطور می توانیم به آن برسیم.

فیت کلاب با این تصویر، دو نشان را با یک تیر زده است.

اولین هدفی که زده : اثبات شدنش توسط دیگران را نشان داده است که کمی پایین تر به آن اشاره کرده ام.

دومین هدفی که زده : تصویرسازی شرایط ایده آل برای مخاطب است طوری که مخاطب خودش را در آن شرایط تصور می کند که اندامی متناسب دارد.

 

6. تاییدشدن توسط افراد تاثیرگذار جامعه

 

وقتی پیام یک کسب وکار توسط یک سری از افراد تاثیرگذار به گوشمان می رسد تاثیرش چندین برابر می شود.
یک لحظه به این افراد تاثیرگذاری که در عکس می بینی نگاه کن.
آن ها چند ویژگی مشخص دارند :

  • اندام خوبی دارند.
  • شناخته شده هستند.
  • محبوب هستند و طرفداران خودشان را دارند.
  • بعضی از آن ها در حوزه ورزشی تاثیرگذارند و فعالیت محتوایی هم دارند.

وقتی این ویژگی ها در کنار هم قرار می گیرند، این افراد تبدیل می شوند به محرک هایی برای فروش.

مردم عاشق این هستند که محصولی را بخرند که افراد تاثیرگذار هم از آن استفاده می کنند.

این نمونه کپی رایتینگ موثری است برای استفاده درست از این تکنیک و استفاده مناسب از سلبریتی ها.

 

7. تاییدشدن توسط نابغه های حوزه مرتبط

 

وارن بافت یکی از مشهورترین چهره های دنیای سرمایه گذاری ست .
این نقل قول در توضیحاتِ محصول سرمایه گذاری در بورس است و از اهمیت این می گوید که باید از کاری که انجام میدهید اطلاع داشته باشید و حدس بزن
کی می تواند این را به مخاطب بگوید ؟

درسته ! محصول سرمایه گذاری در بورس.

ما می توانیم از نقل قول هایی که افراد نابغه تو حوزه مرتبط به ما گفته اند استفاده کنیم تا مهر تاییدی بر حرفمان بزنیم.

 

8. اثبات توسط دیگران – نمونه کپی رایتینگ

 

ما اگر ببینیم مردم کاری را انجام می دهند، ما هم به انجام آن کار تمایل پیدا می کنیم.
توجه کردی که وقتی در شرایط جدیدی قرار می گیری که نمیدانی چه باید بکنی، به آدم های اطرافت نگاه می کنی.

چند سال پیش من برای اولین بار به شیراز رفتم. حدودا ساعت 8 شب بود که از اتوبوس پیاده شدم و به شدت گرسنه بودم.
در به در دنبال یک رستوران می گشتم. باتری گوشی ام ته کشیده بود و هیچ راهی جز پیاده روی در خیابان های شیراز نداشتم.

کمی که پیاده رفتم، چشمم به دو رستوران خورد. یکی پُر از مشتری و دیگری به معنای واقعی متروکه. انگار هیچکس آن رستوران در خیابان نمی دید.
خب من هم مثل اکثر مردم همان رستورانی را انتخاب کردم که شلوغ بود. احتمالا غذایش خیلی بهتر بوده که مردم به آن هجوم آورده اند.

این داستان برای من مهر تاییدی بود بر این حرف که نظرات بقیه روی ما تاثیر می گذارد.

وقتی به مخاطب نظر مشتریان درباره محصولت را نشان می دهی، این احساس در مخاطب ایجاد می شود که احتمالا این محصول فوق العاده ست که افرادی مثل من تاییدش کرده اند.

 

9. ایجاد ضرورت خرید

 

نمونه کپی رایتینگ

پایین این تصویر از نمونه کپی رایتینگ را ببین.
اکثرا زمانی که به ما پیشنهادی می شود، امروز و فردا می کنیم یا فرصت می خواهیم که بیشتر فکر کنیم.
و همین امروز و فردا کردن و تمایل برای به عقب انداختن فرصت ، انگیزه ای  که در آن لحظه احساس می کنیم را در ما می کشد.

تا الان برایت پیش نیامده که یک ایده ای به ذهنت رسیده و ساعت های اول چنان شوقی داشتی برای اجرای ایده که فراموش کردنش هم سخت است.
اما وقتی به این نتیجه با خودت رسیدی که باید بیشتر فکر کنی یا باید برنامه ریزی کنی، کم کم آن شوق از بین رفته است.

پیشنهاد خرید هم همینطور است.

اگر مخاطب همان لحظه تصمیم نگیرد احتمال این که دیگر به صفحه فروشت برنگردد بسیار زیاد است.
پس تو باید یک فوریت در ذهن مخاطب ایجاد کنی تا این تمایل به امروز و فردا کردن در او کشته شود.

نتیجه گیری : با ترکیب این تکنیک ها می توانی یک سلاح بسازی

 

می توانم صدها مثال برایت بزنم که چطور هر کدام از این تکنیک ها توانسته اند فروش کسب و کارها را بیشتر کنند.
حتی زمانی که این تکنیک ها با هم ترکیب می شوند قدرتشان چندین برابر می شود.

به سلاحی تبدیل می شوند که با آن می توانی هر مخاطبی را تبدیل به مشتری کنی.

 

راستی شاید مطالب زیر هم برایت جالب باشند.

تبلیغات اَوه زیر ذره بین

تبلیغات اکتیو زیر ذره بین

 

به نظر من بهترین شعارهای تاریخ ضرب المثل ها هستند. چون که سال‌هاست مردم این ضرب المثل ها را تکرار کرده‌اند.
حتی بعضی از ضرب المثل ها به قدری قدرتمند و اثرگذار بودند که در طول زمان جزوی از باورهای مردم شدند.

هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید

 

می گویند روزی پیرمردی به همراه پسرش از دهی به ده دیگر در حرکت بود، مختصر آب و نانی برداشتند و راه افتادند. چندی نگذشته بود که در میانه راه نعلی را بر زمین دیدند. پیرمرد به پسر گفت که آن را بردارد که به کار خواهد آمد. اما پسر گفت که پدرجان تکه آهن شکسته و فرسوده‌ به چه کار می‌آید، به زحمت برداشتن نمی‌ارزد.

پدر دید که پسرش هنوز زندگی را خوب نفهمیده و نمی‌شناسد، خود خم شد و نعل را از زمین برداشت.

ساعاتی گذشت.

هوا گرم بود و جیره آب آن‌ها هم تمام شده بود، کم‌کم پسرک که تشنه بود توان راه رفتن را از دست داد و در آن حال گفت: پدر اینجاها آب پیدا نمی‌شود؟ پیرمرد گفت چرا جلوتر چاه آبی هست. صبوری کن.

اما زمانی که دانست پسر بسیار تشنه است، دانه گیلاسی را روی زمین انداخت. پسر هم خم شد و آن را برداشت و خورد و این اتفاق بارها افتاد، تا به چاه آب رسیدند.

پدر آن زمان به حرف آمد و گفت: تو الان برای رفع این تشنگی بارها خم شدی و دانه‌های گیلاس را از زمین برداشتی، اما زمانی که به تو گفتم آن نعل را بردار، به کار می‌آید، به آن بی‌اعتنا بودی؛ چون آن را بی‌ارزش می‌پنداشتی.

اما من آن را برداشتم، به نعل‌بندی فروختم و با فروش آن این گیلاس‌ها را خریدم. پس همیشه به یاد داشته باش، هرچیز که خوار آید، یک روز به کار آید.

 

این داستانِ ضرب المثلی بود که احتمالاً بارها از پدر و مادرمان شنیده‌ایم. تو این مقاله می‌خواهم از این بگویم که چطور می‌توانیم شعاری بنویسیم که به مانند این ضرب المثل بارها شنیده شود و در حافظه مردم باقی بماند.

نوشتن شعار تبلیغاتی طوری که سال ها در حافظه مردم باقی بماند

 

 

تصور کنید که می‌توانستید توجه مخاطب‌ها را به کسب و کارتان جلب کنید. خود را در حافظه آن‌ها پررنگ و به یاد ماندنی کنیدآن هم در کمتر از 5 ثانیه!

یک شعار تبلیغاتی تاثیرگذار می‌تواند همین کار را انجام دهد.

غیرممکن است در خیابان‌ها قدم بزنید و چند تا از بیلبوردهای تبلیغاتی را به چشم نبینید.

غیرممکن است در اینترنت بگردید و کمپین تبلیغاتی برندها توجهتان را برای لحظه‌ای جلب نکرده باشد.

یا در تلویزیون شعار نشنوید.

ما با انواع تبلیغات محاصره شدیم و این هم خوب است و هم بد.

برای مصرف کنندگان بد است و برای صاحبان کسب و کار، خوب.

البته این که چطور از این فرصت و تبلیغات استفاده کنیم خودش یک حرفی است که می‌خواهم در این مقاله درباره‌اش صحبت کنم.

 

یک شعار تبلیغاتی به یادماندنی طوری نوشته می‌شود که حتی اگر فقط یک کلمه باشد، تا سال‌ها در ذهن مخاطب حک خواهد شد.

و هدف از نوشتن این شعارها ایجاد یک رابطه‌ی محکم با مخاطب است.

نوشتن شعار تبلیغاتی یکی از هنرهای ظریفی است که کپی رایترها باید از آن برخوردار باشد.
کپی رایتر باشید یا صاحب کسب و کار. در حال حاضر فرقی نمی‌کند.

در این مقاله از ویژگی‌ها و چگونگی خلق یک شعار می‌نویسم.

قبل از هر چیز ما دو نوع شعار داریم:

انواع شعارهای تبلیغاتی

 

تگ لاین :

تگ لاین یا همان شعار برند، پیامی است که کسب و کار را معرفی می‌کند و پس از تعیین تغییر نمی‌کند مگر آن که تیم بازاریابی تصمیم بگیری در هویت برند تغییری ایجاد کند.

تگ لاین اکثر اوقات با هدف برجسته کردن برند بین رقبا نوشته می‌شود.

 

اسلوگان :

اما اسلوگان چیست؟

اسلوگان یا همان شعار تبلیغاتی، پیامی است برای جلب توجه مخاطب و اطلاع رسانی.

اسلوگان همان شعار تبلیغاتی برند است که در کمپین‌های تبلیغاتی استفاده می‌شود با هدف افزایش آگاهی، افزایش فروش و یا برقراری ارتباط با مخاطب.

در این مقاله برای نوشتن اسلوگان نکاتی را می گویم که می‌توانید استفاده کنید.

 

ویژگی های یک شعار تبلیغاتی ایده آل چیست ؟

شعار تبلیغاتی با انواع نوشته‌های تبلیغاتی دیگر فرق می‌کند.
چون با این هدف نوشته می‌شود که در خاطر افراد بماند و واژه در دهان‌ها تکرار شده و جا بیفتد
و البته شعار باید بتواند نام محصول و پیام برند را در ذهن مشتری حک کند.

 

رعایت نکته های زیر در نوشتن شعار مفید به نظر می رسد :

 

1 . صراحت و روشنی

یک شعار خوب، سریعاً مفهوم را به مخاطب منتقل می‌کند بدون هیچ ابهامی.

متاسفانه در حال حاضر دنیای تبلیغات پُر شده از شعارهایی که به بیراه رفته و از ابهام پُر است.

ابهام ممکن است به انتقال درست پیام به مخاطب لطمه بزند .
باید صریح بود و آشکار پیام را بازگو کرد.

 

2 . سادگی

هر چقدر ساده تر ، شعار موفق تر.

منظور از سادگی ، استفاده از کلمات ساده ست. هیچکس برای فهمیدن شعار شما بیشتر از 5 ثانیه وقت نمی گذارد.

روی ارزشی که برای مخاطب ایجاد می کنید تمرکز کنید و آن را به سادگی در شعار بگویید.

 

 

3 . ایجاز

استفاده از عبارتی کوتاه می تواند شعاری به یادماندنی بسازد.
تا می توانید واژه های اضافه را از شعار حذف کنید.

ایجاز باعث می شود مخاطب از دیدن و شنیدن شعار شما دل زده و خسته نشود.

 

چطوری یک شعار تبلیغاتی به یادماندنی و ردنشدنی خلق کنیم؟

 

نوشتن شعار تبلیغاتی کار چندان ساده ای نیست ،
شعاری که مخاطب در فاصله بسیار کوتاهی از تلویزیون می شنود و یا به هنگام رانندگی با سرعت 100 کیلومتر در ساعت از آن می گذرد.

اکثر اوقات شعارهای به یادماندنی حاصل روزها و ماه ها خیره شدن به دیوار و کاغذ سفید است.

این را گفتم تا به دیوار و کاغذ ها عادت کنی.

البته هیچ قانون کلی و دستورالعمل خاصی برای نوشتن شعار تبلیغاتی وجود ندارد و نکته هایی که الان گفته می شود ، تنها کمک می کند تا شعارهای به یادماندنی تری داشته باشید.

 

تمرکز بر روی تمایز

 

شعار تبلیغاتی تمایز

 

راسر ریوز می گوید :

هر تبلیغی باید حاوی پیامی برای مصرف کننده باشد . این پیام صرفا نباید با استفاده از کلمات یا بر اساس ویژگی های فیزیکی محصول باشد ، بلکه هر تبلیغ باید به مخاطبش بگوید : ( این محصول را خریداری کن تا این مزیت و امتیاز خاص به تو تعلق گیرد . )

 

چه چیزی باعث می شود مخاطب شما را انتخاب کند ؟
تمایز برند شما با رقبا در چیست ؟

یک شعار تبلیغاتی خوب باید تمایز برند را به مخاطبان نشان دهد  و مخاطب را مطمئن کند که بهترین انتخاب ، برند شماست.

 

مزیت و نتیجه ای که محصول برای مخاطب دارد را با واژه ها نشان بدهید.

 

برای مخاطب و مشتری ، برند شما هیچ اهمیتی ندارد !
این که چقدر افتخارات دارید و یا چند سال فعالیت داشته اید اصلا برایش مهم نیست .

در یک شعار تبلیغاتی ردنشدنی باید روی مزایایی که محصول برای مخاطب دارد تمرکز کنید.

و این مزایا را با استفاده از واژه ها در ذهن مخاطب تصویرسازی کنید.

به این سوال جواب بدهید :

اگر مخاطب محصول من را بخرد چه اتفاقی در زندگی اش می افتد ؟

مثلا : برندی که کرم زیبایی تولید می کند .

برای تصویرسازی مزیت در ذهن مخاطب :

  • ویژگی های کرم زیبایی را نفروشید. ( مثلا درباره موادی که در کرم استفاده شده شعار ننویسید )
  • زیبایی را هم نفروشید ! ( درسته که زیبا شدن و پوست صاف داشتن مزیت این کرم است . اما این هم نمی تواند خیلی تاثیرگذار باشد . )
  • خیره شدن چشمان شوهرش را به او بفروشید. ( شعار را طوری بنویسید که مخاطب متوجه شود با استفاده از کرم ، چه تاثیر و نتیجه ای در زندگی اش ظاهر می شود. )

 

شعار تبلیغاتی

 

ساده و کوتاه

 

فراموش نکنید که قرار است شعار شما بر روی بیلبوردهای تبلیغاتی ای باشد که رانندگان با سرعت 100 کیلومتر در ساعت از کنار آن می گذرند .

پس شعار شما باید به قدری کوتاه و ساده باشد که راننده بتواند در کمتر از 5 ثانیه پیام را به خوبی ببیند و درک کند.

 

 

ایجاد یک تصویر ذهنی

یک شعار تبلیغاتی یه یادماندنی تصویری را در ذهن ما می سازد و یا زنده می کند.

این کار واژه هاست .

از کلماتی استفاده کنید که تصویری واضح در ذهن ایجاد می کند.

مثلا به جای استفاده از کلمه خیلی سبک می توانید از کلمه فقط 250 گرم استفاده کنید.

 

جزئیات را بنویسید

 

ویلیام استرانک می گوید:

 مطمئنم ترین روش برانگیختن و نگه داشتن توجه مخاطب ، نگارش نوشته ای تعریف شده ، محکم و حاوی جزئیات است.

 

درسته که شعار تبلیغاتی باید کوتاه باشد . اما باید سعی کنیم در همان چند کلمه هم جزئیات را برای مخاطب تصویرسازی کنیم.

جزئیات باعث تصویر سازی میشوند.

 

 

 

تو اولین پادکست از رادیو کپی رایتینگ درباره چند موضوع خیلی مهم صحبت کردم :

  • نحوه عملکرد مغز هنگام تصمیم گیری برای خرید
  • دلایلی که باعث میشود مخاطب از بین هزاران رقیب یک برند رو انتخاب کند
  • انواع واژه ها و واژه هایی که می توانند فروش ما را چندین برابر کنند.
  • راز پشت پرده تمام خریدهایی که انجام میدهیم که اگر بدانید کُل فرآیند فروشتان متحول می شود!

 

 

دانلود پادکست

 

این فهرست در طی مدت زمان تکمیل می شود.

1 – استفاده از واژه های بی هویت در متن تبلیغاتی

2 – قلمبه سلمبه می نویسید

3 – سعی دارید مردم را وادار کنید از شما بخرند

4 – به کلی گویی اکتفا می کنید و از اهمیت جزئیات غافلید

5 – بازنویسی را جدی نمی گیرید

6 – از قدرت داستان و داستان گویی در نوشتن متن تبلیغاتی تان استفاده نمی کنید

7 – روی ویژگی های محصول تمرکز می کنید.

8 – برای عنوان نویسی وقت کافی نمی گذارید.

9 – متن تبلیغاتی تان پُر از ابهام است.

10 – به آوای واژه ها اهمیت نمی دهید.

11 – مستقیم و صریح بیان نمی کنید.

12 – پیام تبلیغاتی خود را به طور مختصر بیان نمی کنید.

13 – به مشکل و دردی که مخاطب با آن درگیر است اشاره نمی کنید.

14 – از نوشتن جزئیات غافلید.

15 – از جاذبه های احساسی در متن تبلیغاتی تان استفاده نمی کنید.

16 – بر منطق خرید تمرکز کرده اید.

17 – قبل از شناخت مخاطب شروع به نوشتن می کنید.

18 – کارتان به یک آگهی تبلیغاتی محض تبدیل شده است.

19 – درباره محصول ( ویژگی ها ، مواد سازنده ، تاریخچه ی آن و … ) تحقیق نمی کنید.

20 – به تناسب میان جمله ها دقت نمی کنید.

21 – متن و تصویر در آگهی تبلیغاتی شما کامل کننده ی همدیگر نیستند.

22 – فکرها و ایده هایتان را در گنجینه جمع نمی کنید

23 – از استعاره در کارهای تبلیغاتی استفاده نمی کنید.

24 – با دید و زاویه ای متفاوت به محصول نگاه نمی کنید.

25 – تصور می کنید هدف از تبلیغات سرگرم کردن مردم است.

26 – در نوشتن متن های تبلیغاتی اغراق می کنید.

27 – بر ویژگی های محصول تمرکز کرده اید.

28 – در اثبات وعده هایی که می دهید ، چیزی نمی نویسید.

29 – روی نقطه درد مخاطب تمرکز نمی کنید.

30 – تبلیغاتتان کسل کننده ست.

31 – تبلیغاتی که می سازید باورپذیر نیستند.

32 – استفاده ی نادرست از قافیه پردازی

33 – استفاده نادرست از تکنیک های ایهام ، وارونگی ، تکرار و تشابه حروف

34 – روی شناخت دقیق مشتری وقت نمی گذارید.

35 – وعده ای که می دهید را اثبات نمی کنید.

36 – ضمانت و گارانتی برای خریدار در نظر نگرفته اید.

37 – یک فوریت و محدودیت زمانی برای مخاطب ایجاد نمی کنید.

38 – روی مزیت اصلی و دلیل اصلی خرید مردم تمرکز نمی کنید.

39 – ایده متمایزکننده ای ندارید.

40 – بی توجهی به اصول اخلاقی ، صداقت و عدم دروغگویی

41 – متن شما روی ویژگی های محصول تمرکز دارد تا مزایا محصول برای مخاطب

42 – عدم استفاده از تکنیک ها و مدل های تست شده در تبلیغات

43 – استفاده کردن از صفت در متن های تبلیغاتی

زمانی که به شدت علاقه داشتم تو حوزه کپی رایتینگ و نوشتن محتوای تبلیغاتی مطالعه کنم و حرفه ای بشوم ، مانعی پیش رویم بود.

نمیدانستم چطوری شروع کنم.
نمی دانستم برای شروع چه کاری باید انجام دهم.
نمی دانستم باید چطوری وارد این حوزه ی جذاب بشوم .

و خلائی که به شدت حس می شد، این بود که محتوای آموزشی در این حوزه به زبان فارسی کم بود و این کار من رو خیلی سخت می کرد.

دیروز که یکی از دوستان در اینستاگرام یه لیست از منابع یادگیری کپی رایتینگ خواست، و به نظرم رسید که چه خوب است این لیست را همه ی ما داشته باشیم.
من کتاب هایی که مطالعه کرده ام و برایم مفید بوده را لیست می کنم تا شاید برای شما هم مفید باشد.
البته که این لیست کامل نیست ، پس شما هم به من در تکمیل این لیست کمک کنید.

 

برای این که در حوزه کپی رایتینگ وارد شوید و پیشرفت کنید باید از مهارت های یک کپی رایتر اطلاع داشته باشید.

بعضی از مهارت های یک کپی رایتر  :

 

1 – نوشتن و نویسندگی

2 – بازاریابی و فروش

3 – روانشناسی

4 – خلاقیت ( خلاقیت یک مهارته ! تعجب نکنید . فقط نیاز به یادگیری و تمرین دارد )

5 – تولید و بازاریابی محتوا

 

فهرستی از کتاب هایی که می توانند شما را در مسیر کپی رایتر شدن کمک کنند :

 

کتاب آموزش کپی رایتینگ ( نویسندگی تبلیغات )

  • کتاب ادبیات تبلیغ از رابرت دابلیو بلای ، ترجمه منیژه شیخ جوادی
  • کتاب تبلیغات خلاق از لوک سولیوان ، ترجمه فرزاد مقدم
  • کتاب اعترافات یک تبلیغاتچی از دیوید اُگیلوی، ترجمه رویا گذشتی
  • کتاب رازهای تبلیغات از دیوید اُگیلوی، ترجمه کورش حمیدی و علی فروزفر
  • کتاب مصاحبه با بزرگان تبلیغات از دنیس هیگینز
  • کتاب شعار برند شیپور جنگ از لورا ریس ، ترجمه آتنا مقدم
  • کتاب آگهی نویسی متقاعدکننده از اندی ماسلن
  • کتاب سلطان خیابان مدیسون از کنت رومن

 

کتاب آموزش نویسندگی

  • کتاب حق نوشتن از جولیا کامرون ، ترجمه سیمین موحد
  • کتاب همه چیز درباره نویسندگی خلاق از کرول وایتلی و چرالی شولمن ، ترجمه مهدی غبرایی
  • کتاب از نوشتن از استیون کینگ ، ترجمه شیرین سادات صفوی
  • کتاب اصول شکسته نویسی از علی صلح جو
  • کتاب داستان از رابرت مک کی ، ترجمه محمد گذرآبادی
  • کتاب همه نویسنده ایم از آن هندلی
  • کتاب یک سال تا نویسنده شدن از سوزان تیبرگین
  • کتاب قلم های پرآب ، کاغذهای تشنه از سوزان آریل رینبو کندی

 

کتاب آموزش تبلیغات

  • کتاب طراحی کمپین تبلیغاتی از جیم اوری ، ترجمه شاهین ترکمن و آتنا مقدم
  • کتاب 1001 راهکار تبلیغاتی از لوک دوپونت ، ترجمه منیژه شیخ جوادی
  • کتاب مبانی خلاقیت در تبلیغات از ماریو پریکن ، ترجمه کامیار شیروانی مقدم
  • کتاب روانشناسی تبلیغات از باب ام.فنیس و ولف گانگ اشتروب
  • کتاب مدیریت تبلیغات از محمود محمدیان
  • کتاب تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغات از احمد روستا و علی خویه

 

کتاب آموزش بازاریابی و فروش

  • کتاب اصول بازاریابی از فیلیپ کاتلر
  • کتاب 100 ایده برتر فروش از راجر دالی
  • کتاب بازاریابی انگیزشی از رابرت ایمبرایل ، ترجمه لطیف احمدپور
  • کتاب پیشنهاد ردنشدنی از مارک جوینر
  • کتاب مُسری از جونا برگر
  • کتاب برنامه بازاریابی یک صفحه ای از آلن دیب
  • کتاب شیوه گرگ از جردن بلفورت

 

 

کتاب آموزش خلاقیت

  • کتاب هنر خلاق اندیشیدن از راد جادکینز ، ترجمه فاطمه باغستانی
  • کتاب جادوی بزرگ از الیزابت گیلبرت ، ترجمه مهرداد بازیاری
  • کتاب نبرد هنرمند از استیون پرسفیلد، ترجمه نوشین دیانتی
  • کتاب هنرمندانه بقاپید از آستین کلئون
  • کتاب جسور باش ارائه کن از آستین کلئون
  • کتاب راه هنرمند از جولیا کامرون

 

 

دیگر کتاب هایی که یک کپی رایتر باید مطالعه کند :

  • کتاب ایده عالی مستدام از چیپ هیث و دن هیث
  • کتاب بهترین قصه گو برنده است از آنت سیمونز ، ترجمه زهرا باختری
  • کتاب قلاب شده از نیر ایال و رایان هوور
  • کتاب موفق سازها از درک تامسون
  • کتاب زاگ از مارتی نویمایر
  • کتاب نقطه عطف از مالکوم گِلَدوِل
  • کتاب فرمول جادویی از مارک جوینر

 

سعی می کنم این لیست را روز به روز تکمیل تر کنم.
اگر شما هم کتابی مد نظرتان است که می تواند به یک کپی رایتر کمک کند ، معرفی کنید.

 

درس های این کلاس هر هفته نو می شود !

 

1

شما برای کسی می نویسید که هیچ اطلاعاتی در مورد محصول تدارد و کاملا بی حوصله و خسته ست . پس باید ساده و مستقیم پیام خود را ارائه دهید.

2

در مورد نتیجه ای که محصول یا خدمات شما برای مخاطب دارد صحبت کنید نه آن چیزی که هست و این را به مخاطب نشان دهید.
اصلا مهم نیست محصول شما از چه موادی تشکیل شده است یا چه ویژگی هایی دارد ! مهم این است که این محصول چه چیزی برای مخاطب دارد و در صورتی که مخاطب از آن استفاده کند به چه نتیجه ای میرسد.

3

اگر قرار است در متن تبلیغ از داستان استفاده کنید ، از جزئیات غافل نشوید !
سعی کنید داستان محصول را با جزئیات کامل برای مخاطب بنویسید و به کلی گویی اکتفا نکنید.

 

4

متن تبلیغ شما و تصویری که استفاده می کنید ، باید کامل کننده ی هم باشند!
یعنی هر کدام مکملی برای دیگری!

مثلا اگر متنی که نوشتید اشاره ای به کمک خواستن دارد ، تصویر زیر مکمل خوبی می شود.

تبلیغ نویسی

 

5

روی مزایای محصول تمرکز کنید تا ویژگی ها !
مزایا با مخاطب در ارتباط است و ویژگی با محصول. برای مخاطب مهم نیست شما چقدر برای تولید محصول زحمت کشیده اید.
تنها چیزی که برای مخاطب مهم است مزیتی است که با خرید محصول بدست می آورد.

مثلا اگر بخواهیم برای یک مداد تبلیغ بنویسیم :

استفاده از ویژگی ها :

 

ویژگی مداد

 

استفاده از مزایا :

 

مزایا مداد

 

شاید خواندن این تحلیل از تبلیغات اکتیو شما را بیشتر با اهمیت و تاثیر ویژگی و مزایا آشنا کند.

 

6

ایجاز و استفاده از عباراتی کوتاه می تواند متنی به یادماندنی بسازد.
تا می توانید واژه های اضافه را حذف کنید تا جایی که به مفهوم جمله آسیب نرسد.

ایجاز باعث می شود مخاطب از دیدن و خواندن متن شما دل زده و خسته نشود.

 

7

 

 

این روزها به هر طرف سرک بکشید ، صحبت داغ تبلیغات آنلاین و افزایش فروش سر زبان هاست.

کمی گشتن در فضای آنلاین و سرچ کردن کافی است تا با سیلی از محتوای مربوط و نامربوط مواجه شوید.

یکی فریاد می زند ، پرسونای مخاطب در تبلیغات مهم است ، دیگری می گوید تبلیغات ویدئویی جوابه ، آن دیگری می گوید تبلیغات در شبکه های اجتماعی اثر بیشتری دارد. خلاصه هر کس یک طور می خواهد بگوید که تبلیغات آنلاین فوق العادست و باید به این نکات توجه کنید .

اما بیا کمی از این همهمه ها فاصله بگیریم و از دید دیگری به تبلیغات آنلاین نگاهی بیندازیم.

با تبلیغات مزخرف و بی اثر بمباران می شویم.

کمی گشتن در فضای آنلاین کافی ست تا زیر هزاران پیام تبلیغاتی در سایت ها و شبکه های اجتماعی بمباران شوید.

 

تبلیغات آنلاین           تبلیغات آنلاین

 

درسته که کسب و کارها می توانند از طریق فضای آنلاین تبلیغات موثرتر و با بودجه های پایین تری داشته باشند اما این دلیل بر این نمی شود که مخاطب هم به همین راحتی توجه اش را در اختیار شما بگذارد تا جیبش را خالی کنید.

واقعیت این است که برای مخاطب مهم نیست که شما چقدر برای تبلیغات هزینه کردید یا اصلا محصولتان چیست .
تنها چیزی که برای مخاطب اهمیت دارد ، خودش و مشکلش است و اگر در تبلیغ به آن اشاره نکنید ، با ناکامی مواجه می شوید.

اکثر تبلیغ کننده ها پولشان را به فنا می دهند.

 

پیش تر درباره این صحبت کردم که با سرچ کردن متوجه می شوید درباره تبلیغات آنلاین مطالب زیادی نوشته شده است.

اما چیزی که لای این خروار مطالب فراموش شده است . صحبت درباره محتوای تبلیغات است.

انتخاب مخاطب ، رسانه و هدف تبلیغ یک طرف قضیه است و طرف دیگر قضیه ، محتوای تبلیغ است.

اکثر اوقات به محتوای تبلیغ توجهی نمی شود کما اینکه اثرگذارترین بخش تبلیغات است.

می خواهم این مقاله زنگ بیدار باشی باشد برای کسب و کارهای کوچک که با هزاران امید کارشان را شروع می کنند و با بودجه های تبلیغاتی کم ، میخواهند به نتایج خوبی برسند.

عنوان نویسی

 

هر قدر هم که متن تبلیغ و محصولتان عالی باشد ، تبلیغ شما قادر به فروش نخواهد بود مگر آن که در اولین قدم ، توجه مخاطب را با عنوان به خود جلب کنید.

همان طور که دیوید اگیلوی می گوید :

” عنوان ، مهم ترین و تعیین کننده ترین عامل یک تبلیغ موفق است . خواننده باید با مشاهده ی آن مصمم به خواندن ادامه متن شود. ”

مخاطب با نگاه سَرسَری به عنوان های مختلف در صفحه ، تبلیغی را که برایش جذابیت دارد و به نوعی با مشکل و زندگی اش ارتباط پیدا می کند ، انتخاب می کند.

عنوان شما باید به گونه ای باشد که حتی یک ربات بی تفاوتِ سخنگو را هم تحریک به کلیک و خواندن ادامه مطلب کند.

خب اگر عنوان نویسی را در گوگل جستجو کنید ، با حجم وسیعی از مطالب برخورد می کنید که راهکارهای نوشتن عنوان ، ویژگی های یک عنوان خوب و فرمول هایی برای نوشتن عنوان را بیان می کنند.

اما من در این مقاله می خواهم چیزهایی را بگویم که کمتر به آن اهمیت داده شده است ، مثلا :

واژه ها در عنوان نویسی

 

عنوان نویسی

 

برای اینکه بتوان عنوان را به عامل کنجکاو کردن مخاطب و کلیک تبدیل کنید ، باید به واژه ها توجه کنید.

واژه اول عنوان باید به نحوی انتخاب شود که بیشترین اثر را بر مخاطب بگذارد . به همین دلیلی نباید از کلمات بی روح و سست و همچنین حروف اضافه در ابتدای عنوان استفاده کرد.

واژه اول باید ضربه اول را بر ذهن خواننده وارد کند ، به چشم های مخاطب بیاید و بر ذهنش نقش ببندد.

 

 

شناخت بار عاطفی واژه ها در عنوان نویسی اهمیت فوق العاده ای دارد . هر واژه ای که انتخاب می کنید باید القاگر معنا و موضوعی خاص باشد و در تصویرسازی نتیجه و مزایا موثر باشد.

شرایط ایده آل و مزایای خرید محصول را برای مخاطب تصویرسازی کنید.

 

استراتژی پشت واژه ها

 

پشت هر عنوان موفق و جذاب ، یک محرک احساسی وجود دارد.

اما این احساسات دقیقا چی هستند ؟

احساسات اثر مستقیمی بر نحوه ی عمل و تصمیم گیری های ما می گذارند.
احساسات را می توانید با نوشتن در ذهن مخاطبان فعال کنید تا متقاعد شوند که تبلیغ شما را تا انتها بخوانند.

در این مقاله به بعضی از این احساسات اشاره می کنم ولی در آینده بیشتر برایتان می نویسم.

احساس زیبایی

زیبایی همیشه یکی از دغدغه های خانم ها بوده .
می توانی در عنوان تبلیغ وعده ” زیبا شدن ”  را به مخاطب بدهید.

مثلا می توانید برای کرم زیبایی اینطور عنوانی بنویسید :

” چشم هایی که به تو خیره می مانند ”

احساس جوانی

احساس قدرت

احساس پرستیژ

احساس اعتماد به نفس

 

 

گنجینه عنوان ها

 

عنوان نویسی همیشه هم راحت و بی دردسر نیست.
پیش می آید زمانی که هیچی به ذهنت نمی رسد و سر خاراندن و ساعت ها خیره شدن به زمین هم ، مشکلت را حل نمی کند.

در اینطور مواقع یک گنجینه از عنوان های موثری که قبلا دیده اید می تواند برایتان الهام بخش باشد.

عنوان کتاب ها ، عنوان تبلیغ و بیلبورد ها و …

تو باشگاه کپی رایتینگ درباره گنجینه ایده ها و یک تمرین موثر برای نوشتن عنوان بیشتر نوشته ام.

 

اگر به یک عنوان نیاز دارید ، 30 عنوان بنویسید

 

گاهی اوقات برای نوشتن یک عنوان برای مطلبی شاید بیش از 70 عنوان نوشتم تا یکی را انتخاب کنم.

آلبرت لاسکر می گوید :

” عنوان ، 90 درصد تاثیر یک آگهی محسوب می شود. ”

من که اصلا دلم نمی خواهم 90 درصد تاثیر یک آگهی را با یک عنوان نویسی بد از بین ببرم.

 

 

 

احتمالا بارها برایتان اتفاق افتاده است که
به یک تکه نوشته نگاه می کنید و تصمیم میگیرید که آن را نخوانید.
حق هم دارید . اگر قرار بود به هر پیام و تبلیغی که میخوانید ، پاسخ دهید مغزتان منفجر میشد.

در میان این توفان تبلیغات آنلاین و شعارهای رنگارنگِ برندها که ذهن هر فردی را اشغال می کنند چطور می شود دیده شد ؟ چطور می شود این تنفر مردم از تبلیغات را دور زد و توجهشان را جلب کرد ؟

این سوالی ست که هر برندی برای پاسخ به آن طفره می رود و به تبلیغات با بودجه های میلیاردی و بی تاثیر خود ادامه می دهد تا همان چندرغازی که سود می کند را از دست ندهد.

اگر در حال خواندن این مقاله هستید ، احتمالا میدانید کپی رایتینگ چیست یا شنیده اید که کپی رایتر ها می توانند کمک کنند تا محصولتان را بیشتر بفروشید !

با این حال در این مقاله می خواهم از صفر صفر تو را با کپی رایتینگ آشنا کنم و در ادامه درباره مهارت های یک کپی رایتر ، نوشتن یک شعار و نوشتن یک متن تبلیغاتی تاثیرگذار برایتان بنویسم.

در نتیجه اگر می خواهید :

  • اگر می خواهید محصول یا خدمتی را به بازار معرفی کنید.
  • اگر برند یا سازمانی هستید که می خواهید فروشتان را افزایش دهید.
  • اگر می خواهید استارتاپ خود را به مخاطبانتان معرفی کنید.
  • اگر به دنبال تاثیرگذاری بیشتر روی مردم هستید و قصد دارید ایده های خود را به بهترین شکل ممکن ارائه دهید.
  • اگر می خواهید تبلیغاتی ارزان تر و اثر بخش تر داشته باشید.
  • اگر می خواهید به عنوان یک کپی رایتر زندگی کنید و از این راه درآمد کسب کنید.
  • اگر می خواهید در بازار خود تبدیل به کسب و کاری بدون رقیب شوید.
  • اگر می خواهید فرهنگ استفاده از محصولتان را در میان مردم جا بیندازید.

 

این مقاله دقیقا برای شما نوشته شده است تا یکبار برای همیشه پاسخ تمام سوالاتتان را درباره کپی رایتینگ بدست بیاورید.

 

کپی رایتینگ چیست و کپی رایتر به چه کسی گفته می شود ؟

 

 

کپی رایتینگ ترکیب هنر نویسندگی با مهارت بازاریابی و فروش است که منجر به نوشتن متن های تاثیرگذاری می شود که فروش را افزایش می دهند.
البته هدف از کپی رایتینگ فقط افزایش فروش محصول یا خدمات نیست.
گاهی اوقات هدف معرفی درست یک محصول ، فرهنگ سازی یک رفتار یا تغییر باور جامعه نسبت به یک محصول است.

به صورت کلی می توان گفت هدف از کپی رایتینگ تبدیل یک غریبه به مشتری وفادار است.

کپی رایتر به کسی گفته می شود که با استفاده از کلمات می تواند پیامی اثرگذار بنویسد که فروش را افزایش دهد.
البته شاید به نظرتان نوشتن چند جمله تبلیغاتی کاری ساده باشد ولی پشت همین کلمات و نوشته ها سال ها تمرین ، مطالعه و تجربه درباره نویسندگی ، بازاریابی ، فروش و روانشناسی است.

 

به این دو روش برای نوشتن متن تبلیغاتی توجه کنید :

دو روش برای توضیحات یک محصول :

برای فروش کرم لاغری می توانید انتخاب کنید که از کدام روش برای نوشتن توضیحات استفاده کنید :

روش اول :

یک محصول بی نظیر برای از بین بردن چربی های فشرده (سلولیت) است. ال کارنتین موجود در این کرم باعث افزایش متابولیسم، سوخت ساز و در نهایت چربی سوزی می شود.

روش دوم :

اگر به طور جنون آمیزی دیگر حالت از رژیم های سخت و تلاش های بی فایده برای کاهش وزن بهم میخورد ، می توانی از این کرم لاغری استفاده کنی تا در عرض 30 روز مجبور شوی شلواری با سایز کوچکتر بگیری.

 

در روش دوم من سعی کردم احساسات منفی مخاطب را تشدید کنم و در مرحله دوم نتیجه استفاده را با استفاده کلمات برایش تصویرسازی کنم.

این دقیقا کاری است که یک کپی رایتر با استفاده از مهارتش انجام میدهد.
تصویرسازی با کلمات و فروش !

 

کپی رایتینگ دوای درد کسب و کارهاست.

 

در هر کسب و کاری سه روش برای افزایش درآمد وجود دارد :

1 . پیام کسب و کار را در معرض چشم های بیشتری قرار بدهید.

2 . از هر چشمی ، پول بیشتری بدست بیاورید.

3 . به مشتریان فعلی ، محصولات بیشتری بفروشید.

مشکلی که هر کسب و کاری با آن دست و پنجه نرم می کند این است که نمی توانند پیام خود را به بازار مخاطبشان به درستی ارائه دهند.

نمی توانند نقطه تمایزشان را نسبت به رقبا به درستی توضیح دهند و در نهایت تبلیغ آن ها بین هزاران تبلیغ بی هدف دیگر گم می شود.

کپی رایتینگ با تاثیرگذاری روی هر 3 روش ، درآمد کسب و کار را چندین برابر می کند.

و برای این کار نیاز است که کپی رایتر یک سری مهارت های به خصوص داشته باشد.

 

مهارت های یک کپی رایتر :

1 . نوشتن و نویسندگی

2 . بازاریابی و فروش

3 . روانشناسی

4 . خلاقیت ( خلاقیت یک مهارته ! تعجب نکنید . فقط نیاز به یادگیری و تمرین دارد )

یک کپی رایتر کجا می تواند از مهارتش استفاده کند ؟

به طور کلی هر جا که نیاز داریم متنی نوشته شود برای تحریک مخاطب تا اقدامی انجام دهد می توانیم از کپی رایترها استفاده کنیم.

این اقدام می تواند خرید باشد ، گرفتن اطلاعات تماس باشد یا اشتراک گذاری یک پست یا هر اقدام دیگری که نیاز به متقاعدکردن مخاطب است.

  • خلق تگ لاین برای برندها
  • نوشتن شعار کمپین های تبلیغاتی ( اسلوگان )
  • نوشتن سناریو تبلیغات تلویزیونی
  • نوشتن محتوای لندینگ پیج
  • نوشتن ایمیل های تبلیغاتی
  • نوشتن شعار تبلیغاتی بیلبوردها
  • نوشتن عنوان تبلیغات همسان
  • شبکه های اجتماعی
  • تبلیغات ویدئویی در فضای آنلاین
  • تبلیغات بنری
  • تبلیغات مجله ها و روزنامه ها
  • تبلیغات اینفلوئنسرها در شبکه های اجتماعی
  • میکرو کپی سایت و اپلیکیشن
  • و …

میتوانیم بگوییم هر جا که صحبت از تبلیغات و تاثیرگذاری باشد ، کپی رایتینگ نقش به سزایی در آن دارد.

ویژگی های یک کپی رایتر حرفه ای :

وجود یک سری از ویژگی ها در هر کپی رایتری ضروری است.
در این مورد می توانیم به ویژگی های زیر اشاره کنیم :

  • تسلط روی کلمات
  • زندگی خلاقانه
  • مطالعه کتاب داستانی و غیرداستانی روزانه
  • هر روز می نویسد
  • ساده و شفاف درباره ی محصول می نویسد.
  • روانشناسی ماهر است و ذهن انسان ها را می شناسد.
  • کنجکاو است.
  • دلیل خرید مردم را میداند.
  • و…

 

 

نویسندگی و نوشتن :

توانایی نوشتن اولین مهارتی است که یک کپی رایتر باید به آن مسلط باشد.

کلمه ابزار اصلی یک کپی رایتر برای تاثیرگذاری روی مخاطبش است و تسلط روی کلمات و درست نویسی اولین ویژگی کپی رایترهاست.

 

بازاریابی و فروش :

حتی اگر نویسنده توانایی باشید ، ولی با علم و دانش بازاریابی و فروش آشنایی نداشته باشید نمی توانید کپی رایتر ماهری شوید.

اصلا هدف از کپی رایتینگ فروش با استفاده از کلمات است. پس باید در وهله دوم به دانش بازاریابی و فروش تسلط داشته باشی.

بدانید که مردم چطور تصمیم به خرید می گیرند و با عملکرد ذهن هنگام خرید آشنایی داشته باشید.

 

روانشناسی :

صدها نوع انگیزه وجود دارد که باعث می شوند مردم خرید کنند. یک کپی رایتر حرفه ای این انگیزه ها را می شناسد.

دلیل خرید مردم را میداند.

به طور کلی می توانیم بگوییم که یک کپی رایتر خوب مخاطب ها را به خوبی میشناسد.

چطور یک متن تبلیغاتی تاثیرگذار بنویسم حتی اگر کپی رایتر نیستیم ؟ 

 

شناخت محصول

اولین قدم برای نوشتن یک متن تبلیغاتی موثر جمع آوری اطلاعات درباره محصول است .
ببینید این محصول چه نتیجه ای را برای کسانی که می خرند انجام میدهد.

محصول مورد نظر چه مزایایی برای مشتری دارد ؟

بپرسید که چه موادی در جنس محصول به کار رفته است ؟

در مراحل ساخت محصول چه نکاتی رعایت شده ؟

 

برای این که به عنوان یک کپی رایتر بتوانید محصول را خیلی خوب معرفی کنید
باید اطلاعات کاملی درباره محصول داشته باشید. پس زمانی بیشتری را به شناخت محصول اختصاص دهید.

 

شناخت مخاطب

تا زمانی که مخاطب درستی را انتخاب نکنید ، متن تبلیغاتی شما موثر نخواهد بود.

فرض کنید برای افرادی که مو ندارند ، 2000 کلمه درباره شامپویی بنویسید که موها را صاف و نرم می کند.
حتی 10 کلمه اش هم خوانده نمی شود ، چون مخاطب درستی را انتخاب نکرده اید.

مخاطب این شامپو ، افرادی با موهای وزوزی هستند نه افرادی که مویی ندارند.

انتخاب دقیق مخاطب بسیار مهم است.

برای شناسایی دقیق مخاطب می توانید از سوال های زیر استفاده کنید  :

  • چه مشکلی است که مدام به آن فکر می کند و نمی تواند حلش کند ؟
  • شرایطی که در حال حاضر در آن است ، چقدر سخت است ؟ ( با جزئیات زیاد )
  • دقیقا دوست دارد به چه شرایطی برسد و چه نتیجه ای بگیرد ؟
  • چه امیدها و آرزوهایی دارد و چرا تا الان اقدامی در راستای رسیدن به آن ها نکرده است ؟

 

عنوان نویسی

تفاوت یک متن تبلیغ اثربخش و تبلیغی که بازدیدکننده ای ندارد را عنوان آن تعیین می کند.

دیوید اگیلوی نابغه دنیای تبلیغات درباره اهمیت عنوان نویسی گفته است که :

 به طور متوسط تعداد افرادی که عنوان را می خوانند ، 5 برابر خوانندگان متن است .

 

در این مقاله چند نکته و فرمول را می گویم که می توانید با رعایت این نکات و استفاده از فرمول ها ، عنوان هایی جذاب برای تبلیغات خود بنویسید.

کلمات تاثیرگذاری که می توانند هر مخاطبی را میخکوب کنند !

 

یک عنوان جذاب از کلماتی تشکیل شده است که می توانند بر روی مخاطب تاثیر مستقیم بگذارند.
در اینجا یک فهرست از کلمات تاثیرگذاری می نویسم که می توانند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهند.

  • حیرت آور
  • چطور
  • منحصر به فرد
  • انقلابی
  • شما ( درباره مخاطب صحبت کن نه خودت یا کسب و کارت )
  • محدود
  • پیشنهاد
  • باورنکردنی
  • انقلابی
  • فوری
  • عشق
  • نفرت ( حتما نباید خود کلمه را استفاده کرد ، می توانی از کلماتی که باعث ایجاد این حس می شوند استفاده کنی ).
  • اعتراف
  • حسادت
  • خاص
  • کشف
  • فوری
  • ثابت شده
  • سِری
  • انقلابی

خیلی خب . منم میدانم که استفاده از این کلمات به تنهایی نمی تواند تاثیری بگذارد .
اما اگر با فرمول ها و نکاتی که در ادامه مطلب می گویم ترکیبش کنید ، مطمئنم می توانید عنوان های درجه یکی بنویسید که توجه هر مخاطبی را جلب کند.

کلمه های زیبا و تاثیرگذار برای یک عنوان مناسب کافی نیستند. این کلمه ها زمانی ارزش دارند که پیام اصلی ما را ساده و مستقیم بیان کنند.

نکته : قرار نیست با استفاده از این کلمات عنوان های خلاقانه ای بنویسیم که هیچ تاثیری در جلب توجه مخاطب به ادامه مطلب ندارند.
عنوان های خلاقانه می توانند توجه ها را جلب کنند اما توجه فقط به عنوان جلب می شود نه جلب خواندن ادامه مطلب.

 

کپی رایترها چطور یک عنوان درجه یک می نویسند ؟

فرمول ها در حین سادگی می توانند نتیجه های فوق العاده ای بسازند.

یک کپی رایتر برای نوشتن عنوانی درجه یک نیازی نیست سال ها مطالعه و تحقیق کند . تنها کاری که لازم است انجام دهد این است که از فرمول ها به خوبی استفاده کند.

نیازی نیست چرخ را از اول اختراع کنید فقط باید آپشن های مختلفی به آن اضافه کنید تا بهترین نتیجه ی ممکن را بدهند.

این فرمول ها سال ها توسط کپی رایتر های حرفه ای مانند دیوید اگیلوی ، گری هالبرت ، دن کندی و … استفاده شده است و نتیجه های خوبی داشته اند.
پس تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که محتوایتان را در این فرمول ها قرار دهید.

فرمول های کلاسیک عنوان نویسی

نکته : می توانید از کلمات تاثیرگذاری که گفتم در این فرمول ها استفاده کنید و با توجه به حوزه ای که فعالیت می کنید آن را تغییر دهی.

1 – چطور می توانیم بدون داشتن [….. ] ، [ شرایط ایده آل ] باشیم ؟

مثال :

چطور بدون رژیم و سختی های ورزش ، لاغر شویم ؟

چطور بدون داشتن رزومه و تجربه کاری ، در یک شرکت معتبر استخدام شویم ؟

چطور می توانیم بدون داشتن سلاح ، از خودمان محافطت کنیم ؟

ما همیشه دوست داریم بدون انجام دادن کارهای سخت و داشتن ابزار موردنیاز ، به نتیجه ای عالی برسیم .

2 – چطور [ کاری را انجام دهیم ] در [ مدت زمان کوتاه ]

مثال :

چطور 1000 محصول را در 7 روز بفروشیم ؟

چطور فقط در یک هفته 5 کیلو لاغر تر شویم ؟

آدم ها علاقه زیادی به اینکه در مدت زمانی کوتاه به نتیجه ای برسند ، دارند.
این فرمول از هر دو خواسته استفاده می کند.

 

3 – وقتی [ کاری ] را شروع کردم همه به من خندیدند ولی وقتی [ شرایط بعد از انجام دادن ]

مثال :

وقتی کار جدیدم را شروع کردم همه به من خندیدند ولی وقتی خانه ای ویلایی خریدم …

 

 

سایتی که برای شما عنوان تولید می کند

می توانید برای نوشتن عنوان جذاب از این وب سایت استفاده کنید .

در این وب سایت با استفاده از ایده های مختلفی که درباره موضوع به شما می دهد ، کمک می کند تا ذهنتان آماده نوشتن عنوان شود.

فقط کافی است کلیدواژه موردنظرتان را در کادر بنویسید  :

SEOPressor’s Title Generator

 

این سایت در ابتدا از شما کلیدواژه‌ مورد نظر را می‌گیرد و تعدادی عنوان جذاب و نمونه را نشان می‌دهد.

 3 سوال ساده که به شما کمک می کند عنوان های بهتری را ایجاد کنید

1 – مزایا و نتیجه خواندن این مطلب برای چه کسانی است ؟ ( شناخت مخاطب )

2 – چطور می توانم به مخاطبم کمک کنم ؟

3 – چه چیزی باعث می شود این مطلب خاص و منحصر به فرد باشد ؟

 

پرسیدن این 3 سوال ساده از خودت قبل از نوشتن عنوان می تواند به شما کمک کند تا عنوان بهتری بنویسید

مثال : اگر می خواهید درباره ایمیل مارکتینگ عنوان بنویسید :

1 : مخاطب من افرادی هستند که وب سایت و بازدیدکننده دارند و دنبال روشی برای جذب و تبدیل این مخاطب و بازدیدکننده ها به مشتری هستند.

2 : می توانم به آن ها کمک کنم تا لیست ایمیلی بسازند

می توانم به آن ها کمک کنم تا ایمیل ها را طوری بنویسند که مخاطب ایمیل هایشان را باز کند.

می توانم به آن ها به صورت ویدئویی یاد بدهم که در وب سایت میلرلایت ثبت نام کنند و …

3 : من در این مطلب درباره ایمیل نویسی ( نوشتن عنوان ایمیل و متن آن ) نوشتم که تا الان در هیچ وب سایتی اشاره ای به آن نشده است.

 

با استفاده از جواب هایی که به این 3 سوال داده اید می توانید عنوان مناسبی بنویسی.

مثال : اگر می خواهی مخاطبان سایتت را به مشتری تبدیل کنی این مطلب برای تو نوشته شده است.

چطور می توانیم در 24 ساعت 1000 ایمیل از مخاطبان را در لیست ایمیلی خود داشته باشیم ؟

 

داستان

 

” پشت هر تبلیغ موفقی ، داستانی وجود دارد “

داستان کمک می کند آدم ها حس کنند به آن ها اعتنا شده و کسی با آن ها ارتباط برقرار کرده و در نتیجه آن قدرها تنها نیستد .
در صورتی که در متن تبلیغاتی تان از داستان استفاده کنید .
داستان هایتان به مخاطب کمک می کند حس کنند زنده اند ، چون به آن ها ثابت می کند یک جایی یک انسان زنده دیگری هست که دارد برایشان آن پیغام را می فرستد.

داستان ها اطلاعات و دلایل خام را تفسیر می کنند تا اتفاقی باورپذیر بسازند.

داستان‌ها محرک‌هایی هستند که باعث ایجاد احساسات مثبت و منفی در انسان می‌شوند.
من با دیدن فیلم Me before you احساسات متفاوتی از جمله عشق، نفرت، عصبانیت و آرامش را تجربه کردم و در قسمت هایی از داستان فیلم گریه کردم .
این قدرت داستان هاست.

چرا این اتفاق می افتد ؟

چون ما خودمان را در نقش شخصیت اصلی فیلم و داستان تصور می کنیم.

داستان‌سرایی یعنی نشان دهید که یک فرد چطور با اتفاقات داستان درگیر می‌شود و از آن‌ها عبور می‌کند.

داستان در کپی رایتینگ بسیار مهم است !

 

 

ویژگی یا مزایا

 

در نوشتن متن تبلیغ روی مزایای محصول برای مخاطب تمرکز کنید نه ویژگی ها.
چون برای مخاطبان مهم نیست که ویژگی های محصول چیست !

ویژگی های محصول عبارت است از توضیح موادی که در محصول استفاده شده است یا
مثلا چطور ساخته شده است و اندازه جنس و … که کوچکترین اهمیتی برای مخاطب ندارد.

در مقابل ، مزایا عبارت است از نتیجه ای که مشتری بعد از خرید محصول بدست می آورد.

وظیفه مهم یک کپی رایتر ، تبدیل این ویژگی ها به مزایاست تا تاثیر متن تبلیغاتی بیشتر شود.

 

 

وضوح در پیام و متن :

دقت در استفاده از کلمات  و عبارت ها در نوشتن یک متن تبلیغاتی بسیار اهمیت دارد.
به کلی گویی اکتفا نکنید ! جزئیات را بنویسید.

ساده بودن متن و شفاف بودن پیام به مخاطب کمک می کند که راحت تر متوجه محصول و مزایا شود.

برای مثال در خصوص یک متن تبلیغاتی در مورد ساعت به دو نمونه اشاره می کنم :

نمونه اول : بسیاری از خرابی های ساعت ها ، بر اثر نفوذ آب به درون آن است.

نمونه دوم : از هر چهار خرابی ساعت ، سه تای آن مربوط به نفوذ آب در آن است .

 

نمونه دوم تاثیری بیشتری روی ذهن مخاطب دارد چون دقیق تر و شفاف تر گفته شده است.

 

5 سوالی که می توانید با پاسخ به آن ها در متن تبلیغاتی تان فروش محصول را بیشتر کنید !

 

در متن تبلیغاتی ای که می نویسید به این پنج سوال که مخاطب در ذهنش است پاسخ دهید :

  • اگر به داستانت گوش کنم ، تو واسه من چه کاری انجام میدی ؟
  • چطور این کار رو میکنی ؟
  • کی مسئول این وعده های توئه ؟
  • اصلا تو کی هستی ؟
  • این اقدامی از من میخوای انجام بدم واسه من چه هزینه هایی داره ؟

 

جاذبه ها در کپی رایتینگ :

هر متن تبلیغاتی برای اینکه توجه مخاطب را به خود جلب کند ، از یک نوع جاذبه استفاده می کند.

 

جاذبه منطقی

پیامهایی که کیفیت ، صرفه جویی ، فایده و کاربرد کالا را نشان می دهد از جمله پیام هایی است که در آن ها از جاذبه های منطقی استفاده شده است.
در جاذبه منطقی به طور مشخص مزایای محصول ، خود محصول ، ویژگی های آن  و … نوشته می شود.

در مورد مصحولاتی که مخاطب علاقمند به دانستن جزئیات فنی و نحوره کارکرد آن می باشد این نوع جاذبه مناسب می باشد.

 

جاذبه احساسی

در مقابل تبلیغ با جاذبه منطقی ، تبلیغ با جاذبه احساسی قرار دارد. در تبلیغ با جاذبه احساسی برخلاف جاذبه منطقی ، سعی داریم با استفاده از کلمات و  تحریک احساسات فرد محصول را بفروشیم.

تبلیغ با جاذبه احساسات ، احتمال درک بهتر پیام را برای مخاطب فراهم می آورد و بیشتر در ذهن مخاطب حک شده و باقی می ماند و فرد را درگیر می کند.

جاذبه خنده

یکی از زیرمجموعه های جاذبه احساسات است .

تبلیغاتی که با محتوای خنده ارائه می شود ، بهتر از همه شهرت یافته و در بین تبلیغاتی که به نمایش در می آید بیشتر از بقیه به یاد می ماند و در مورد آن صحبت می شود.
پیام های خنده دار در جلب توجه و جذب مخاطب و ایجاد تمایل در او ، اثربخش تر به نظر می رسند.

این نوع تبلیغ همچنین با تغییر نگرش و ایجاد احساس مثبت در مخاطب ، اثربخشی پیام را افزایش می دهد.
البته در عین حال که تبلیغ با محتوای خنده در جلب توجه مخاطب به پیام تبلیغاتی بسیار اثربخش است ، اما این جلب توجه به بهای از دست رفتن محتوای پیام تمام می شود.

جاذبه ترس

جاذبه ترس هم زیرمجموعه ای از جاذبه احساسات است.
از پیام تبلیغاتی با جاذبه ترس استفاده می کنند تا از این طریق در مخاطب ، نگرانی به وجود آورند و آن ها را تحریک به انجام و یا عدم انجام کاری کنند.

پیام های ترس آور بدین صورت می تواند عمل کند که اگر فرد رفتار خاصی را انجام ندهد ممکن است به پیامدهای بدی مبتلا شود.

یه یک طریق دیگر هم ممکن است عمل کند. بدین صورت که اگر فرد محصول یا خدماتی را استفاده نکند ممکن است از سوی جامعه و دوستان طرد شود. تبلیغ انواع خوشبوکننده ها ، شوینده های دهان و سایر لوازم بهداشتی

به این ترتیب که نشان می دهد استفاده نکردن و یا کردن از یک محصول و یا عدم تغییر رفتار و یا نگرش نسبت به موضوعی خاص ممکن است انواع خطرات اعم از خطرات مالی ، خطرات اجتماعی ، خطرات ایمنی و یا … را برای فرد به همراه داشته باشد.

مانند آگهی های بیمه !

جاذبه جنسی

” جاذبه جنسی موجب فروش می شود . ”
این موضوع صحت دارد و اگر بتوانید راه هایی بیابید تا از آن در تبلیغاتتان استفاده کنید ، فروشتان افزایش خواهد یافت.

شما باید بین محصول و هیجان ناشی از این احساسات ارتباط برقرا کنید.

مثلا استفاده از تصویر یک زنی که نسبتا لاغر است با لباسی جذاب که در حال استفاده از کرم لاغری است.

جاذبه اخلاقی

این نوع جاذبه بر تشخیص مخاطبان درباره درست یا غلط بودن چیزی تکیه می کند . از جاذبه اخلاقی وقتی استفاده می شود که هدف ، وادار کردن مردم به حمایت و طرفداری از پاره ای از مسایل اجتماعی است.

مسائلی نظیر محیط زیست پاک تر ، تساوی حقوق زنان و مردان.

تبلیغاتی از جمله پاکیزه نگه داشتن هوای شهر ، مصرف کم آب ، در زمره پیام هایی با جاذبه اخلاقی طبقه بندی می شوند.

 

نوشتن یک شعار اثرگذار :

به قدری تعداد این تبلیغ ها زیاد شده است که بسیاری از شعار ها اصلا دیده نمی شوند. یا شاید برای لحظاتی توجه ها را جلب کنند اما پس از مدت کوتاهی در اقیانوسی از سرو صداهای تبلیغاتی گم می شوند.

اما چطور می شود در همین اقیانوس پر سر و صدا تبلیغات ، شعاری به یاد ماندنی نوشت ؟

ویژگی های یک شعار به یادماندنی :

شعار تبلیغاتی با اشکال دیگر متن های تبلیغاتی کمی متفاوت است. چون که شعار به این منظور نوشته می شود که به یادماندنی باشد و در ذهن ها حک شود.

شعار ایده آل شعاری است که کوتاه باشد و افراد راحت بتوانند آن را به یاد بیاورند.

برای نوشتن یک شعار به یادماندنی نکته های زیر را رعایت کنید :

صراحت و روشنی :

در نوشتن شعار باید خیلی ساده مطلب را بگویی . ابهام ، باعث لطمه به شعار تبلیغاتی تان می شود.

کاری نکنید که مخاطب مجبور به تفسیر مطلبی که می گویید شود.

 

تناسب و سادگی :

شعارتان باید یک جمله ساده و قابل درک باشد.

 

ایجاز :

پیام تان را به طور کوتاه بیان کنید. باید شعار در ذهن مخاطب در همان چند ثانیه ای که توجه می کند جای گیرد.

 

چهار حقیقت درباره هر خواننده :

زمانی که می خواهید متن تبلیغاتی تان را بنویسید این چهار حقیقت را درباره مخاطب فراموش نکنید :

  • آن ها احمق نیستند.
  • آن ها مجبور نیستند متن تبلیغاتی شما را بخوانند .
  • آن ها در کنار خواندن متن شما ، کارهای دیگری هم برای انجام دادن دارند.
  • آن ها چیزهایی دارند که از هر چیزی که شما می خواهید درباره اش بگویید برایشان مهم تر است.

فرمول ها و تکنیک های کپی رایتینگ :

دنیای کپی رایتینگ هم پُر است از فرمول ها و تکنیک هایی که سالیان سال استفاده شده است و نتیجه های خوبی هم داشته اند.

در این مقاله 3 فرمول را به شما معرفی می کنم که می توانید برای نوشتن متن تبلیغاتی تان استفاده کنید.

 

فرمول AIDA

فرمول AIDA یکی از فرمول های معروف کپی رایتینگ است که استفاده از آن تا به حال میلیون ها دلار برای کپی رایترها درآمد ایجاد کرده است.

فرمولی ساده ولی موثر در ایجاد وسوسه خرید در مخاطب !

از این فرمول می توانید برای نوشتن صفحات فروش ، لندینگ پیج ها و … استفاده کنید
تا مخاطبان را قانع کنید که محصولتان را بخرند.

تنها کاری که باید انجام دهید این است که اطلاعات موردنظر خودت را در قالب این
فرمول قرار دهی تا بهترین نتیجه ممکن را بگیری یعنی فروش بیشتر .

فرمول AIDA 4 مرحله دارد :

  1. جلب توجه مخاطب Attention
  2. علاقمند کردن مخاطب از لحاظ منطقی Interest
  3. ایجاد هوس و علاقمند کردن مخاطب از لحاظ احساسی Desire
  4.  تشویق و تحریک مخاطب به اقدام Action

 

 

1 . جلب توجه مخاطب Attention

اولین مرحله در این فرمول کپی رایتینگ جلب توجه مخاطب است.
اگر توجه مخاطب را در این مرحله جلب نکنید ، دیگر مهم نیست چه می نویسید . چون خوانده نمی شود.

جلب توجه با یک عنوان جذاب

عنوانی که می نویسید باید مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد طوری که تصمیم بگیرد تا انتهای متن تبلیغاتی تان را بخواند

یک عنوان جذاب ، عنوانی است که مخاطب با خواندن آن مطمئن شود
که شما می توانید راه حل مشکلش را به او در ادامه متن بگویید.

راه حل مشکلی که سال هاست در پی حل آن بوده است.

این 3 نکته را رعایت کنید تا بتوانید عنوان هایی بنویسید که مخاطب قانع شود تا انتهای شما را همراهی کند.

  • پیشنهادی ردنشدنی بنویسید

پیشنهادی بدهید که مخاطب نتواند به آن نه بگوید.
مثال : چطور می توانی در یک هفته 3 کیلو لاغر شوی بدون اینکه رژیم غذایی سختی بگیری ؟

  • تصویرسازی یک شرایط ایده آل با عنوان

شرایط ایده آل و نتیجه استفاده از محصول یا خدماتتان را برای مخاطب با عنوان تصویر سازی کنید.

بگذارید مخاطب آن شرایط را حس کند ، تصورش کند و از تصور آن شرایط لذت ببرد.

مثال : اگر همین الان محبوب ترین و زیباترین دختر ایران بودی ، دوست داشتی با کی ازدواج کنی ؟

  • پرسیدن یک سوال که شرایط بد مخاطب را بهش یادآوری می کند.

مثال : آیا از اینکه پوست صاف و زیبایی نداری و نمی توانی در جمع دیده شوی خجالت می کشی ؟

2 . علاقمند کردن مخاطب از لحاظ منطقی Interest 

کاری که باید بعد از جلب توجه مخاطب انجام دهید این است که کاری کنید که مخاطب صفحه را نبندد و با اشتیاق به خواندن متن ادامه دهد.

چه کاری می توانیم انجام دهیم ؟

ساده ست . سعی کنید مزایایی که خواندن ادامه محتوا برایش دارد را به او یادآوری کنید.

در این مرحله باید به صورت منطقی مخاطب را قانع کنید که محصول یا محتوایی که نوشتید ، سودآور است و برای او مزایایی دارد.

از مزیت های محصول خود بنویسید.

 

3 . ایجاد هوس و علاقمند کردن مخاطب از لحاظ احساسی Desire 

 

ما نیاز و خواسته های مخاطب را می شناسیم و الان جایی است که باید آن ها را به او یادآوری کنیم.

باید کاری کنید که مخاطب تصور کند :

  • شرایط الان و شرایطی که قرار است با خرید محصول به آن برسد.
  • مشکلی که دارد.
  • شرایطی که دوست دارد به آن برسد ( که دقیقا به شرایطی که قرار است با خرید محصولت به آن برسد شبیه است ).

توضیح دهید که چطور محصول شما می تواند زندگی اش را تغییر دهد.

توضیح دهید که چطور محصول و خدمات شما یک نسخه بهتر از آن ها می سازد.

مثال :

در حوزه کاهش وزن

می توانید با استفاده از کلمات و نوشتن جزئیات از شرایطی که در حال حاضر دارد و شرایطی که می تواند باشد
تصویری واضح در ذهن مخاطب بسازید و احساساتش را درگیر کنید.

 

4 .  تشویق و تحریک مخاطب به اقدام Action 

زمانی که توانستید مخاطب را متقاعد کنید که محصولتان بهترین انتخاب برایش است.

وقت آن است که قدم نهایی را بردارید و دکمه اقدام را بگذارید.

( دکمه خرید ، ثبت ایمیل و اطلاعات ، اشتراک گذاری پست ، گزاشتن کامنت و … )

شما باید در این مرحله مخاطب را تشویق کنید که کاری انجام دهد.

 

فرمول BAB

فرمول BAB سه مرحله دارد :

  1. شرایط کنونی و مشکل مخاطب Before
  2. شرایط ایده آل و نتیجه ای که مخاطب خواهد گرفت After
  3. مسیر رسیدن به شرایط ایده آل و نتیجه موردنظر Bridge

 

 

1 .  شرایط کنونی Before

 

شروع کنید و از شرایط در حال حاضر مخاطب بنویسید .

به او بگویید که این مشکل چگونه زندگی اش را تحت تاثیر قرار داده است.

مشکلی که هنوز حل نشده و راه حلی برایش ندارد .

مشکلی که شب و روز به آن فکر میکند.

به مخاطب نشان دهید که درد و مشکل او را کاملا می شناسید.

به صورت ملموس نشان بدهید که ممکن است گرفتار چه دردسرهای بیشتری شود اگر اقدامی نکند.

کلید این بخش از فرمول شناخت درست مخاطب است.

 

2 .  شرایط ایده آل After

 

یک تصویر جذاب در ذهن مخاطب ایجاد کنید.

کاری کنید که مخاطب حس کند به آینده سفر کرده است و به نتیجه دلخواهش رسیده است . به شرایط ایده آلی که همیشه آرزویش را داشته ، رسیده است .

یک شرایط عالی که مشکلش حل شده و شب ها راحت تر می خوابد و دغدغه اش رفع شده است

و باید این طور تصویرسازی کنید که مخاطب حس کند به ایده ، محصول یا خدمات شما نیاز دارد تا مشکلش را حل کند و به شرایط ایده آلش برسد.

جواب سوال ( دوست دارد به چه وضعیتی برسد ؟ ) شرایط ایده آل مخاطبت است !

3 .  مسیر رسیدن Bridge

راه حل خود را ارائه دهید.

در این بخش از فرمول به مخاطب بگویید که راه حلی برای مشکلش دارید و می توانید نتیجه و شرایط ایده آل را به او وعده دهید.

راه حل پیشنهادی خودتان را که مطمئن هستید مشکلش را حل خواهد کرد ، بنویسید.

مسیر رسیدن به شرایط ایده آل محصول توئه !

 

فرمول 4p

 

Picture :

کاری کنید که مخاطب شرایطی را که در آینده بعد از خرید و استفاده از محصولتان بدست می آورد را حس کند.
این شرایط را با استفاده از کلمات و جزئیات برایش تصویرسازی کنید و به مخاطب نشان دهید که برای رسیدن به آن تصویر به محصول یا خدمات شما نیاز دارد.

Promise :

به مخاطب وعده رسیدن به نتایجی منحصر به فرد و خاص را بدهید . بگویید که با استفاده از محصول شما به چه چیزی می رسد .

Prove :

به مخاطب ثابت کنید که می توانید او را به نتیجه ایده آلی که در ذهن دارد برسانید.

مثلا می توانید از نظرات مشتریان استفاده کنید.

Push :

 در این مرحله مخاطب را دعوت به اقدام می کنید.
آن ها را باید وادار کنید که همین الان خرید کنند.

 

 

 

شروع کنید و تبلیغی بنویسید که دیده شود !

 

شروع به نوشتن کنید :

مهم نیست که اولین عبارت شما چیست . فقط بنویسید.
ساده بنویسید .
اجازه ندهید صفحه سفید کاغذ شما را بترساند !

حتی اگر چیزی به ذهنتان نمی رسد ، با نوشتن ” این تبلیغی درباره … است ” شروع کنید و سپس به نوشتن ادامه دهید. کلمه ها را پشت سر هم بنویسد بدون اینکه توجهی به جمله قبلی کنید.

در این مرحله مهم این است که شما شروع کنید و ایده هایتان را روی کاغذ بریزید.

 

نوشتن کلمه های مرتبط با محصول

لیستی از کلماتی تهیه کنید که با محصولتان مرتبط است.
هر چه که باشد باید از جایی شروع کنید .
بعد از لیست کردن کلمه ها ، آن ها را در کنار هم قرار دهید و بی معنا هم که باشد ، باید کار را از جایی شروع کرد.

 

عنوان بهتری بنویسید :

برای نوشتن یک عنوان خوب شاید لازم باشد 100 عنوان بنویسید.
محصول را از زویای مختلفی بررسی کنید ، مزایای آن را لیست کنید.

از فرمول های کپی رایتینگ در عنوان نویسی استفاده کنید.

 

نامه بنویسید :

یک متن تبلیغاتی تاثیرگذار مانند یک گفتگوی دوطرفه است.

گفتگویی که بین شما و مخاطب شکل گرفته است.

کاری نکنید مخاطب حوصله اش از خواندن سر برود.

 

متن تبلیغاتی را با صدای بلند برای خود بخوانید

متن آماده را با صدای بلند بخوانید تا متوجه ایرادهای آن شوید.
و در پایان شروع کنید به بازنویسی و رفع ایرادها

در نهایت متن تبلیغاتی شما آماده است.