حسی که باید ارضا می‌شد

 

دقیقاً در همان لحظه‌ی حساس بازی که گل نزدن سوباسا ممکن بود منجر به باخت تیم شود، آن قسمت تمام می‌شد و من یک هفته ذهنم درگیر این قضیه باقی می‌ماند.
اگر دهه هفتادی باشی، احتمال این که حداقل یک قسمت از کارتون فوتبالیست‌ها را دیده باشی زیاد است.

من که خیلی خوب یادم است، چون یک هفته منتظر می‌ماندم تا در قسمت بعد ببینم توپی که رو هوا بود گل می‌شود یا نه؟

یا سریال گیم آف ترونز که

دقیقاً وقتی وایت واکرها از دیوار به همراه یک ارتش و اژدها عبور کردند فصل هفتم تمام شد و من بعد از چند سال زندگی کردن با این سریال این موضوع به قدری برایم اهمیت داشت که واقعاً تحمل اینکه باید 1 سال و نیم صبر کنم تا فصل جدید شروع شود سخت بود.

 

تو هر دو سریال یک نیرویی ذهن من را درگیر می‌کرد.

یک حسی که در درونم وجود داشت و باید ارضا می‌شد. دقیقاً مثل زمانی که گرسنه‌ام و به چیزی جز خوردن فکر نمی‌کنم.
اما این که این حس و تمایل چیست و چطور می‌توانیم با ترکیب این احساس با تولید محتوا برای جذب مخاطب‌های بیشتر استفاده کنیم را در ادامه می گویم.

 

تولید محتوا برای مخاطبانی که بی تفاوت تر از همیشه هستند

 

تولید محتوا

 

خب با این حجم از محتواهای معمولی که مشابهشان به فراوانی دیده می‌شود،
میشه گفت دیگر تفاوتی بین محتواهای تخصصی دیده نمی‌شود. فقط یک سری اطلاعات که بدون ایده‌ای جدید دست به دست شده‌اند.
شاید جای چند تا کلمه را با هم جابه جا کرده‌اند.
بیایید واقع بین باشیم. چرا مخاطب باید زمانش را صرف خواندن، دیدن یا گوش دادن به محتوایی کند که تکراری و حوصله سربر است؟
خب اصلاً چرا باید ما را انتخاب کند؟

به نظر میاد فراموش کرده‌ایم که مخاطبان خواسته‌های زیادی دارند و سریع تغییر نظر می‌دهند و حواسشان دائم پرت می‌شود
و راستش از همیشه بی تفاوت تر هستند نسبت به ما یا هر کس دیگه ای.

دیگر چند کار را به صورت همزمان انجام می‌دهند. چای صبحانه را همراه با کمی شکر و اینستاگرام نوش جان می‌کنند.
چند تب در مرورگرشان باز می‌کنند و بعد شروع به اسکن کردن مقاله‌ها می‌کنند.

دیگر مطالب خشک و کسلکننده خوانده نمی‌شوند و نمی‌توانند مخاطب را در صفحه نگهدارند.
این موارد هرروز بیشتر می‌شوند و سخت‌تر می‌شود توجه آدم‌ها را جلب کرد.
تصور کن ساعت‌ها صرف می‌کنی و محتوایی (ویدئو، مقاله، پادکست یا …) تولید می‌کنی و بعد از انتشار متوجه می‌شوی حتی کامنت منفی هم نمی‌خورد.
خب این اتفاقی بود که برای منبعد از انتشار ویدئوهایم تو اینستاگرام افتاد.
حسی که بعد از آپلود ویدئو در اینستاگرام داری فوق العادست اما بعد از ساعاتی کمکم این حس خوب به حس سرافکندگی تبدیل می‌شود.
چون نهتنها کامنتی نمی‌خورد، حتی متوجه می‌شوی بیشتر افرادی که پیجت را دنبال می‌کنند شاید لایک کنند اما ویدئویت را تا انتها نمی‌بینند.
اینجاست که انگیزه‌ات از بین می‌رود.
با خود فکر می‌کنی پس من دارم چه غلطی می‌کنم و چرا هیچچیز جواب نمی‌دهد.
تنها راه بیرون آمدن از گودال این است که با استفاده از تحریک و ایجاد احساسات خاصی در مخاطب او را به دیدن و خواندن ادامه مطلب ترغیب کنی.

درگیر ساختن ذهن مخاطب در چند ثانیه تا برای خواندن ادامه مطلب شوق فراوانی داشته باشد

تو این مطلب می‌خواهم در ابتدا روش‌هایی را بگویم که می‌توانی ذهن هر فردی را درگیر محتوایت کنی و در مرحله دوم کاری کنی که مخاطب تا پایان مطلبت را بخواند.

 

اگر می‌خواهی ذهن فردی را درگیر خودت کنی، با قلب و احساساتش بازی کن

 

یکی از راه‌های جذب مخاطب و چسباندنش به محتوا، تحریک حس کنجکاوی است.
برای این که بتوانی این حس را در مخاطب ایجاد کنی، باید بین آن چیزی که می‌داند و آن چیزی که می‌خواهد بداند یک شکاف ایجاد کنی.
وقتی محتوایت این شکاف را ایجاد کند امکان ندارد مخاطب توجهش رو به شما ندهد.

ترکیب حس کنجکاوی با روش‌های زیر در تولید محتوا می‌تواند معجزه کند:

نوشتن عنوانی که به سمت محتوا کشش ایجاد می‌کند

ما هر آنچه را می‌خواهیم بخوانیم، بر اساس عنوان انتخاب می‌کنیم.

این نقل قولی از کلاو هاپکینز درباره اهمیت عنوان بود.
خب اگر کمی دقت کنی متوجه می‌شوی که ما برای انتخاب کتاب از قفسه‌ها بر اساس عنوان کتاب تصمیم می‌گیریم
یا وقتی تو اکسپلور اینستاگرام می‌گردیم، ویدئویی را می‌بینیم که عنوان یا عکس جالب و شوکه کننده‌ای داشته باشد.
پس اولین چیزی که مخاطب در محتوایت می‌بیند، عنوان است. باید در همان نگاه اول او را کنجکاو کنی که چه چیزی در ادامه نوشتی مگرنه تمام تلاشت برای نوشتن محتوا به فنا می‌رود.
مثلاً نوشتن عنوانی مانند: تنها دلیلی که باعث شد آمریکا از حمله به ایران منصرف شود …
( در شرایطی که تمام رسانه‌ها از درگیری‌های شدید ایران و آمریکا صحبت می‌کنند. نوشتن این عنوان مخاطب را کنجکاو به بیشتر دانستن می‌کند. )

یا عنوان هایی مانند عنوان زیر که در اکسپلور اینستاگرام پر است :

 

خلاف جهت آب شنا کن

 

شاید اگر سال 92 بود می‌توانستی با تولید محتوای معمولی و استراتژی‌های قدیمی به موفقیت و فروش خوبی دست پیدا کنی
اما الان تنها راه موفقیت در این بازار پررقیب، متفاوت بودن و داشتن تمایز است.

باید به مخاطب محتوایی ارائه بدهی که رقیبانت ارائه نمی‌دهند.
اگر رقیبانت پشت برندشان قایم شده‌اند، تو با مخاطب بهصورت مستقیم در ارتباط باش.

کلید تمایز، پیداکردن شکاف بین رقیبانت است.
باید ببینی چه چیزی را به مخاطب نمی‌گویند و تو همان را به مخاطب بدهی.

 

تصویرسازی با کلمات برای نوشتن عنوان

استفاده کردن از کلماتی که به تصویرسازی تو ذهن کمک می‌کند می‌تواند به متن و محتوای ما جان و روح دهد و از خشکی آن جلوگیری می‌کند.
یک مثال خوب از تصویرسازی با کلمات ضرب المثل ها هستند! شیرین و ماندگار.

ضرب المثل ها پر از تصویرسازی هستند

مثال:

کاسه داغ‌تر از آش

آش نخورده دهان سوخته

موش تو سوراخ نمی‌رفت جارو به دم خود بست.

داستانی با جزئیات ریز و منحصر به فرد

داستان‌ها محرک‌هایی هستند که باعث ایجاد احساسات مثبت و منفی در ما می‌شوند.
چیزی که باعث ارتباط بین ما و دیگران می شود داستان هاست .
همه عاشق شنیدن داستان هستنند.
بگذار برایت مثالی بزنم :
زمانی که برنده عصر جدید اعلام شد. فاطمه عبادی با حدود 6میلیون نفر رأی.
نقاشی‌های بسیار زیبا و مفهومی‌ای با شن طراحی می‌کرد ولی چیزی که به شن و نقاشی‌اش جان می‌داد داستان بود.
در فینال داستان اهدای قلب دختری 19 ساله به نام پریسا را تعریف کرد که مرگ مغزی شده بود و مردی که با دریافت آن قلب به زندگی اش برگشته بود.
و در پایان مادر پریسا با مردی که قلبش را دریافت کرده بود رودر رو شد.
و با تعریف و تصویرسازی این داستان در ذهن ما ، احساساتی را در ما زنده کرد.

کلماتی که حتی لحظه‌ای دیدنشان در محتوا مخاطب را میخکوب می‌کند :

به عنوان یک کپی رایتر که هر روز در حال یادگیری هستم سر و کارم با کلمات است و هر روز ظرف کلماتم را با مطالعه پر می کنم.
خب چیزی که برای من جالب است اینه که بعضی از کلمات تاثیرگذارتر هستند و بیشتر اوقات من نمی توانم در برابرشان مقاومتی کنم .
کلماتی هستند که در نگاه اول توجه من را میدزدند .
من یک لیست از کلمات را برایت آماده کردم که می توانی در تیترها ، محتوا و حتی ویدئوهایت استفاده کنی تا محتوا را جذاب تر کنی .

1 . محرمانه
2 . سِر
3 . کلید
4 . اسپویل
5 . غیرمجاز
6 . خاص
7 . اعتراف
8 . انقلابی
9 . ثابت شده
10 . فوری
11 . حیرت آور
12 . فاجعه
13 . غرق
12 . اسرار
13 . تاکتیک
14 . پدیده
15 . پنهان
16 . بی نظیر
17 . پشت صحنه
18 . پشت پرده
19 . مخفی
20 . باورنکردنی

 

توجه یک جاده ی دو طرفه ست

 

تولید محتوا

اگر میخواهی توجه کسی را جلب کنی فقط چند ثانیه وقت داری تا آن ها را متقاعد کنی روی محتوایت کلیک کنند.
مردم خواسته های زیادی دارند و دائما حواس شان پرت می شود
هر روز سخت تر و سخت تر میشه که بتونی توجه ها رو جلب کنی.

 

داستان نوشیدن قهوه در کافه‌ای که پاتوق همیشگی‌ام شد

 

چند وقت پیش بعد از چند ساعت پیاده روی شبانه ، خسته بودم و دنبال جایی میگشتم که یک قهوه ی خوب بخورم .
اولین کافه ای که دیدم ، رفتم داخل و قهوه ی خیلی خوبی هم خوردم .
دقیقا فردای آن روز ، به آنجا برگشتم به خاطر فضا و کیفیت قهوه .
اما چیزی باعث شد که من تا همین الان هم قرار ها و روزمرگی هایم را در آن کافه سپری کنم .

وقتی خواستم سفارش بدم . فردی که روز قبل سفارشم رو گرفته بود آمد و گفت : ” همون قهوه دیروزی رو براتون بیارم ؟ ”
تعجب کردم که چطور آن فرد دقیقا یادش بود چه قهوه ای نوشیدم.
حسی در من ایجاد شده بود .

حسی از اهمیت داشتن و مهم بودن

 

موضوع فقط جذب مخاطب نیست . تو می توانی توجهش را جلب کنی اما آیا می توانی وقتی به دستش آوردی ، از دستش ندهی ؟

آن ها میخواهند حس کنند که مهم هستند.
اگر توجه مخاطب رو میخواهی باید بهش توجه کنی !

 

باید بهایش را بپردازی

 

انتظارات مردم تغییر کرده است.
چیزی که برای مردم امروز مهم شده این نیست که چطور خود را نشان می‌دهی بلکه چرا اصلاً نشان می‌دهی؟

مشتری باید احساس کند که زمان ارتباط با او فقط به او توجه میکنی.
آن ها میخواهند حس کنند که مهم هستند.

برای نگه داشتن مخاطب و به دست آوردن توجه اش باید بهایش را با تولید محتوا عالی بدهی.
محتوای عالی احساس مردم را تغییر می دهد. این تغییر با احساس مفید بودن ، سرگرم شدن یا الهام گرفتن اتفاق می افتد.

به این فکر کن می‌خواهی مخاطبت وقتی خط آخر مقاله‌ات را می‌خواند چه حس و تجربه‌ای پیدا کند.

 

چکیده نکات مقاله تولید محتوا :

 

  • عنوانی بنویس که مخاطب در نگاه اول، برای کلیک کردن روی آن کنجکاو شود.
  • تمایز و تفاوت تو، موفقیت را برایت ممکن می‌کند نه شبیه بقیه بودن.
  • به محتوای خشک و بی روحت، با کلمات جان و روحی تازه ببخش. (ضرب المثل ها را بخوان)
  • ما عاشق داستان‌ها هستیم پس داستانی با جزئیات منحصر به فرد تعریف کن.(محتوای تخصصی‌ات را با داستان پوشش بده)
  • دیدن بعضی از کلماتی که برای مخاطب تازگی و جذابیت دارد، می‌تواند تاثیرگذاری مطلبتان را بیشتر کند.
  • توجه یک جاده‌ی دو طرفه ست. انتظار نداشته باش بدون اینکه به مخاطب توجه کنی، او به تو توجه کند.
  • بهای به‌دست آوردن توجه مخاطب، تولید محتوا مخاطب پسند و عالی است، محتوایی که برای مخاطب نتیجه بسازد.